نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر نسبت به روان‌پزشکی‌ و تمایل آن‌ها برای ادامه‌ی تحصیل در این رشته

نویسندگان

1 دکترای حرفه ای پزشکی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

2 استادیار، گروه بیوشیمی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بوشهر، ایران

3 دانشیار، مرکز تحقیقات علوم رفتاری، گروه روان‌پزشکی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

4 دانشیار، مرکز تحقیقات آموزش پزشکی، دانشکده‌ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

مقدمه: نگرش و میزان رقبت دانشجویان پزشکی به ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی روانپزشکی با بی‌مهری و کم توجهی پژوهشگران ایرانی روبرو شده است. هدف مطالعه‌ی حاضر، مقایسه‌ی نگرش دانشجویان پزشکی دختر و پسر و رابطه‌ی آن با تمایل آن‌ها برای ادامه‌ی تحصیل در این رشته بود.روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی– میدانی کلیه‌ی 220 دانشجوی پزشکی غیر میهمان مشغول به تحصیل دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در سال تحصیلی 90-1389 به کمک مقیاس خودایفای «نگرش به روان‌پزشکی» (30Attitude toward psychiatry  یا 30ATP-) غربال شدند. این ابزار با 29 گویه و شش مؤلفه‌ نحوه‌ی نگرش و یک گویه‌ی جداگانه‌، علاقه‌ی فرد برای انتخاب این تخصص را بر اساس مقیاس کیفی پنج درجه‌ای لیکرت ارزیابی کرد. ضریب پایایی مجدد آن (آلفای کرونباخ) 75/0 بود. نرخ پاسخ افراد حدود 67 درصد (148 نفر) بود که 82 نفر در مقطع علوم پایه، 38 نفر کارآموز، و بقیه‌ی 28 نفر کارورز بودند. داده‌های خام به کمک SPSS نسخه‌ی 16 بررسی شد و با توجه به توزیع نرمال جمعیت و داده‌ها، آزمون‌های تحلیلی مانند Student-t و ANOVA همراه با آزمون تعقیبی Tukey و Linear regrssion اجرا گردید.یافته‌ها: دانشجویان دختر مقاطع کارآموز و کارورز (اینترن) از نگرش مطلوب‌تری نسبت به همتایان پسر برخوردار بودند و متعاقب آن تمایل آن‌ها نیز برای انتخاب این رشته‌ی تخصصی برای ادامه‌ی تحصیل بالاتر بود. دانشجویان علوم پایه نسبت به دیگر دانشجویان نیز نگرش مطلوب‌تری نسبت به روان‌پزشکی‌ داشتند. در این رابطه دانشجویان علوم پایه، کارورز و کارآموز (بالینی) به ترتیب بیشترین تمایل برای ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی روان‌پزشکی را داشتند. نتایج آزمون تعقیبی Tukey مؤید وجود تفاوت معنی‌دار آماری بین دانشجویان علوم پایه و کارورزان در مؤلفه‌ی مزایای روان‌پزشکی بود. آزمون رگرسیون خطی نشان داد که از بین همه‌ی مؤلفه‌های مقیاس نگرش، مؤلفه‌های «مزایای روان‌پزشکی»‌، «توانمندی روان‌پزشکی»‌، «ایفای نقش و کارکرد روان‌پزشکی»‌ و «پاداش فردی و فرصت شغلی روان‌پزشکی»‌ سهم اصلی در شکل گیری نگرش دانشجویان سه مقطع نسبت به روان‌پزشکی‌ داشتند، اما لازم به ذکر است این مؤلفه‌‌ها تنها توانستند 32 درصد پدیده‌ی تمایل به انتخاب روان‌پزشکی را تبیین نمایند.نتیجه‌گیری: هر چند شکل گیری نگرش دانشجویان دختر و پسر نسبت به روان‌پزشکی تا حدودی تابع جنسیت افراد بود، ولی ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و گروهی نقش مهم‌تری داشت و در عمل جنسیت نقش کارسازی نداشت. مشاهدات ما در این مطالعه این چنین القا می‌کنند که در گزینش متقاضیان رشته‌ی روان‌پزشکی ضمن توجه به ملاحظات جنسیتی، نگرش و انگیزه‌‌‌های افراد متقاضی مد نظر قرار گیرند.