نقش GW0742، آگونیست PPARβ/δ، بر آنژیوژنز قلبی در رتهای نرمال و دیابتی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فیزیولوژی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، کمیتهی تحقیقات دانشجویی، گروه فیزیولوژی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
3 استادیار، گروه آناتومی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
doi
چکیده
مقدمه: گیرندههای فعال کنندهی تکثیر پراکسیزومها (Peroxisome proliferator–activated receptors یا PPAR) گروهی از فاکتورهای نسخه برداری وابسته به لیگاند هستند که در انسان دارای 3 ایزوفرم شناخته شدهی β/δ، γ و α میباشند. از آن جایی که PPARs روی عملکرد سیتوکاینها و فاکتورهای رشد اثر میگذارند، اعتقاد بر این است که PPARها ممکن است در مکانیسمهای مولکولی تنظیم کنندهی آنژیوژنز دخالت داشته باشند. هدف ما در این پژوهش، بررسی اثر فعالسازی PPARβ/δ توسط GW0742 به عنوان آگونیست اختصاصی این ایزوفرم بر روی آنژیوژنز در عضلهی قلبی رتهای شاهد و دیابتی بود.روشها: 24 رت نر به طور تصادفی به 4 گروه 6 تایی تقسیم و تحت درمان قرار گرفتند. جهت ایجاد دیابت از داروی استرپتوزوتوسین استفاده گردید. گروه 1: شاهدهایی که حلال دارو دریافت کردند، گروه 2: شاهدهایی که روزانه 1 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن GW0742 به صورت تزریق زیر جلدی دریافت کردند. گروه 3: دیابتیهایی که حلال دارو دریافت کردند و گروه 4: دیابتیهایی که روزانه 1 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم GW0742 به صورت تزریق زیر جلدی دریافت کردند. پس از 21 روز، عضلهی قلب حیوانات خارج شد و میزان تراکم مویرگی آن با استفاده از ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید.یافتهها: نتایج نشان دادند که میانگین تراکم مویرگی عضلهی قلبی در حیوانات دیابتی کمتر از حیوانات شاهد بود (08/0 = P). تجویز GW0742 باعث افزایش تراکم مویرگی در عضلهی قلبی حیوانات دیابتی (3/11 ± 82/215 در مقابل 32/13 ± 71/121مویرگ در میلیمتر مربع) گردید (05/0 > P)، در حالی که تغییری معنیدار در میزان تراکم مویرگی عضلهی قلبی حیوانات شاهد (97/8 ± 3/156 در مقابل 08/11 ± 78/153 مویرگ در میلیمتر مربع) ایجاد نکرد (05/0 < P).نتیجهگیری: یافتههای ما نشان داد که دیابت با کاهش آنژیوژنز در عضلهی قلبی همراه است و تجویز GW0742 به عنوان آگونیست PPARβ/δ توانست موجب بهبود آنژیوژنز در عضلهی قلبی رتهای دیابتی گردد، در حالی که در عضلهی قلبی رتهای شاهد این اثر را نداشت.