نقش ازدواج فامیلی در بیماران عقب ماندگی ذهنی در یک جمعیت روستایی
نویسندگان
1 استادیار، گروه ژنتیک و بیولوژی سلولی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
2 کارشناس ارشد اپیدمیولوژی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشجوی پزشکی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
doi
چکیده
مقدمه: با توجه به این که ازدواجهای فامیلی دارای شیوع به نسبت بالایی در کشور ما میباشد و این ازدواجها تأثیر قابل توجهی در بالا بردن شیوع عقب ماندگیهای ذهنی دارد، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر ازدواجهای فامیلی بر عقب ماندگی ذهنی کودکان انجام گردید.روشها: در یک مطالعهی مورد شاهدی که در سطح مناطق روستایی شهرستان خمینیشهر اصفهان در سال 1388 انجام شد، 206 بیمار مبتلا به عقب ماندگی ذهنی و 412 شاهد که از نظر سن و جنس همسان شده بودند، از روستای مشابه با هر بیمار انتخاب گردیدند. با مراجعهی مستقیم پژوهشگر به تک تک روستاها و مصاحبه با والدین کودکان عقب ماندهی ذهنی و همچنین مصاحبهی چهره به چهره با افراد شاهد، اطلاعات مربوط به عوامل مرتبط جمع آوری شد.یافتهها: در حالی که ازدواج والدین در 133 نفر (6/64 درصد) از گروه بیماران، ازدواج فامیلی بود، این میزان در گروه شاهد 128 نفر (1/31 درصد) به دست آمد و تفاوت مشاهده شده از نظر آماری نیز معنیدار بود (001/0 > P). از میان همهی عوامل مورد بررسی، تشنج در بدو تولد، سابقهی فامیلی، استرس شدید در بارداری، سواد مادر، سواد پدر و ازدواج فامیلی به ترتیب با نسبت شانس (دامنهی اطمینان 95 درصد) 12 (5/15-2/11)، 7/8 (16-7/4)، 8/7 (17-4)، 4/4 (12-6/2)، 8/3 (5/6-2/1) و 2 (4/2-4/1) خطر اتفاق افتادن عقب ماندگی ذهنی را افزایش میدادد.نتیجهگیری: در این مطالعه، ازدواج فامیلی تأثیری معنیدار در عقب ماندگی ذهنی فرزندان داشت که این مطلب با یافتههای بسیاری از مطالعات قبلی همخوان است. این موضوع بیان کنندهی نقش بسیار مهم و ارزندهی مشاورهی ژنتیک در قبل از ازدواج میباشد.