نشانهشناسی گفتمانها در آثار عبدالحسین زرینکوب
نویسندگان
1 دانشگاه بین المللی امام خمینی
2 دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.48310/rpllp.2026.23431.1357چکیده
این جستار با هدف تحلیل گفتمانی و نشانهشناختی آثار عبدالحسین زرینکوب، میکوشد تا با تلفیق دو چارچوب نظریِ «نظریۀ گفتمانِ ارنستو لاکلائو و شانتال موفه» و «نظریۀ نشانهشناسی فرهنگیِ یوری لوتمان»، سازِکارهای شکلگیری و بازتولید معنا در سه حوزۀ فرهنگی، تاریخی و معرفتی آثار او را تبیین کند. مسئلۀ اصلی آن است که چگونه زرینکوب از طریق زبان و روایت، تاریخ و معرفت را در قالب گفتمانهایی متکثر سامان میدهد که همزمان به هویت فرهنگی ایرانی و تجربۀ تاریخی آن مشروعیت میبخشند. روش پژوهش، تحلیل کیفی گفتمان با رویکرد تلفیقی است؛ بدینمعنا که در سطح نخست، دالهای مرکزی هر متن شناسایی شده و بر اساس نظریۀ لاکلائو و موفه، روابط همارزی و تفاوت میان آنها بررسی میشود؛ سپس با تکیه بر مفهوم «سمیوسفر» لوتمان، تعامل میان متون و نظامهای فرهنگی در درون فضای فرهنگی ایران تحلیل میگردد. یافتهها نشان میدهد که زرینکوب در گفتمان فرهنگیِ خود، از طریق بازخوانی اسطورهها و عرفان، نوعی بازسازی هویت ملی و معنوی را سامان میدهد؛ در گفتمان تاریخی، با بازتفسیر روایتهای مغلوبیت و احیای اندیشۀ مقاومت، تاریخ را به عرصهای زنده از معنا تبدیل میکند؛ و در گفتمان معرفتی، با تأکید بر پیوند معرفت و زیستجهان انسانی، نوعی خرد تاریخی-تأملی را بنیان مینهد. در مجموع، تحلیل نشان میدهد که جهان فکری زرینکوب عرصهای است برای تعامل مستمر نشانهها و گفتمانها که همواره، معنا در آن در حال بازتولید و گسترش است.