رویکردشناسی رسانههای سنتی-سیاسی در ایران (نمونهی موردی: منبر)
نویسندگان
1 استادیار علوم ارتباطات، واحد میبد، دانشگاه آزاد اسلامی، میبد، ایران
2 استادیار علوم ارتباطات، واحد میبد، دانشگاه آزاد اسلامی، میبد، ایران
3 دانشجوی دکتری علوم ارتباطات، واحد میبد، دانشگاه آزاد اسلامی، میبد، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2023.340387.3685چکیده
همراستا با تحولات روزافزون در حوزهی رسانه و بهویژه با سلطهی شبکههای اجتماعی، شیوههای نگرش و زندگی اجتماعی نیز تغییر یافته است. مجموعهی این تحولات، ابزارها و رسانههای سنتی را به چالش کشیده و لزوم اتخاذ رویکردها و رهیافتهای تحولآفرین و متناسب با وضعیت روزآمد اجتماعی را نمایان ساخته است. از جمله، منبر به عنوان یک شبکهی رسانهای سنتی که کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و بهویژه سیاسی دارد، با همهگیری شبکههای مجازی و تحولات ساختاری و رفتاری در جامعهی ایران، با چالشهایی مواجه است. با توجه به اهمیت نهادی و کارکردی منبر در ساحت سیاسی و اجتماعی ایران امروز، پژوهش پیش رو، به تبیین و رویکردشناسی رسانهی منبر در زمان معاصر پرداخته است. بدین منظور، با بهرهگیری از روش فرآیندپژوهی، به تحلیل گفتمانهای تولید شده از سوی دو تن از منبریان معاصر، شامل محسن قرائتی و ناصر رفیعی پرداخته و رویکرد کاربستهای اقناع اندیشه، روشهای تولید انگیزش و دایرهی مخاطبان آنان را بررسی کرده است. نتایج نشان داد که پارهگفتارهای سیاسی، اخلاق اجتماعی و نیز کاربستهای داستانی از مهمترین کاربستهای اقناعی و انگیزشی و طیف جوانان نیز به عنوان برجستهترین مصادیق خطابی محسوب میشوند. از منظر رویکردشناسی، با توجه به تغییرات نسلی در طیف جوانان و با سلطهی شبکههای اجتماعی، بهنظر میرسد کاربست-های اقناعی و انگیزشی منبرها، نیازمند بازبینی جدی هستند.