رتبه‌بندی نواحی روستایی براساس میزان رضایت از کیفیت زندگی با استفاده از مدل تصمیم‌گیری کوپراس (مطالعۀ موردی: دهستان نورآباد، بخش مرکزی شهرستان دلفان، استان لرستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه تربیت‌مدرس و مدرس مدعو دانشگاه پیام‌نور دلفان

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه تربیت‌مدرس

3 استادیار جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تربیت‌مدرس

4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه تربیت‌مدرس

doi
10.22059/jhgr.2015.51249
چکیده

امروزه کیفیت مکان زندگی انسان، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های پژوهش­های برنامه‌ریزی مکانی- فضایی در کشورهای مختلف است. این اهمیت، به­دلیل تأثیرگذاری روزافزون پژوهش­های کیفیت زندگی در پایش سیاست‌های عمومی و نقش آن به­عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت و برنامه‌ریزی مکانی است. هرچند ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس‌های فردی و اجتماعی در سکونتگاه‌های روستایی، از دیرباز مورد توجه برنامه‌ریزان بوده است، اما در دهه‌های اخیر و با اولویت­یافتن اهداف اجتماعی توسعه و تدوین آن‌ها در قالب برنامه‌های توسعه، به‌تدریج نگرش انسانی و جامعه‌شناختی دربارة کیفیت زندگی، به ادبیات توسعه و همچنین برنامه‌ریزی‌ها و سیاستگذاری‌های کلان کشورهای پیشرفته راه یافته است. هدف این پژوهش، سنجش و اولویت‌بندی شاخص‌های کیفیت زندگی در محدودة روستاهای دهستان نورآباد، شهرستان دلفان استان لرستان، با استفاده از شاخص‌های عینی و ذهنی است. داده‌ها با استفاده از پیمایش میدانی جمع‌آوری شدند. براین­اساس، 240 خانوار از روستاهای مورد مطالعه به­شیوة تصادفی ساده برای مطالعه انتخاب شدند. درادامه، از مدل تصمیم‌گیری کوپراس و شیوه‌های تحلیلی مربوطه، برای رتبه‌بندی شانزده روستای مورد مطالعه براساس میزان رضایت از کیفیت زندگی استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد 9/39 درصد از ساکنان این روستاها، از شاخص‌های کیفیت زندگی ذهنی، کاملاً ناراضی و تنها 78/1 کاملاً راضی­ هستند. همچنین، براساس مدل تصمیم‌گیری کوپراس می‌توان گفت روستاهای خلیفه‌آباد، اکبرآباد و ظفرآباد، به­ترتیب بالاترین و روستاهای هاشم‌آباد، سبزه­خانی و محمدرضاآباد، به­ترتیب پایین‌ترین سطح کیفیت زندگی را از دید جامعة نمونه دارند.