خوانش پذیری ترجمه عبارات خاص و ثابت قرآنی براساس ماتریس ثابت تعریفی حلمی ابراهیم (بررسی موردی: ترجمه های فارسی صفارزاده و خرمشاهی)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه زبان فرانسه، دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار گروه زبان فرانسه دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.48311/QHTS/qhts.2026.116511.1000چکیده
ترجمه قرآنکریم، از دیرباز یکی از دغدغههای اصلی مترجمان و پژوهشگران حوزه مطالعات قرآنی بوده است. یکی از چالشهای بنیادین در این زمینه، ترجمه «عبارات خاص قرآنی» است؛ عباراتی که در قالب باهمآییها، کلمات قصار و ساختارهای تثبیتشده، بار معنایی، فرهنگی و الهیاتی چندلایهای را در متن قرآن منعکس میسازند. پرسش اصلی پژوهش آن است که: کدامیک از ترجمههای ارتباطی صفارزاده و تحتاللفظی خرمشاهی، در بازتولید عبارات خاص قرآنی، خوانشپذیری بیشتری برای مخاطب فارسیزبان فراهم میسازد؟ این پژوهش با تمرکز بر تحلیل کیفی هدفمند، از دو ترجمه مذکور به بررسی خوانشپذیری این عبارات خاص میپردازد. در این رهگذر، چارچوب نظری ماتریس تعریفی عمر حلمی ابراهیم (۱۹۹۹) که امکان تحلیل ساختاری، تفسیری و فرهنگی ترجمهها را امکانپذیر میکند، مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد که ترجمه خرمشاهی با حفظ وفاداری نحوی و ساختارهای صوری متن، انسجام لغوی بالایی را در سطح تعابیر خاص و تثبیت شده قرآنی دارد؛ در حالیکه ترجمه صفارزاده با ورود به لایههای معنایی، فرهنگی و تصویری، توانسته است بازآفرینی مؤثرتری از عبارات خاص قرآنی ارائه دهد. ترجمه وی با مرحله چهارم ماتریس حلمی ابراهیم- یعنی گسترش معنایی و تعمیق تفسیری- همخوانی بیشتری دارد. این تفاوت رویکرد، نشان میدهد که ترجمه کلام وحیانی نهتنها به دقت زبانی، بلکه به انتقال تجربه معنوی و فرهنگی نیز وابسته است و هریک از این دو مسیر، وجهی متفاوت از پیام قرآنی را برای خواننده امروز آشکار میسازد.