نظریه حقوق کیفری در اندیشه جمهوریخواهی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق اسلامی دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی تهران، تهران، ایران.
2 استادیار گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.48311/clr.2025.116807.82778چکیده
نوع نگرش به مفاهیم اساسی مؤثر بر حوزههای مختلف حقوق کیفری مانند دامنه حقوق کیفری، ضرورت و توجیه حقوق کیفری، اصول جرمانگاری، کمیت و کیفیت واکنشها و ارکان مسئولیت کیفری در نظریه حقوق کیفری تعیین میشود. این مقاله دیدگاه جمهوریخواهی را که ترکیبی از سبک زندگی اجتماعی و نظریه سیاسی است، در ارتباط با مفاهیم اساسی از قبیل انسان، آزادی، قانون، دولت، خیر عمومی و فضیلت مدنی تحلیل میکند و سپس حقوق کیفری ناشی از این دستگاه فکری را ترسیم مینماید. نگرش سنت جمهوریخواهی به مفاهیم اساسی مؤثر بر حوزههای مختلف حقوق کیفری، ذهن را ناخودآگاه به سمت سیستم حقوق کیفری با وصف مداخله حداقلی میکشاند و مفاهیمی همچون حاکمیت قانون، آزادی، عدالت و برابری، خیر عمومی، کرامت انسانی و اخلاقمداری را در صف اول مفاهیم اساسی که مبنای ارزشگذاریاند، قرار میدهد. در اندیشه جمهوریخواهی، جرم اصولاً رفتاری عمدی یا ناشی از بیاحتیاطی شدید است که قلمرو حاکمیت شخصی را محدود و یا تهدید علیه منافع عمومی و مشترک شهروندان بوده که به عنوان آخرین ابزار و در صورت شکست اقدامات پیشگیرانه، به صورت بهینه نمود مییابد. کیفر از آن جهت که آزادی را محدود و سلطه بر حاکمیت شخصی شهروندان به شمار میآید، صرفاً به این دلیل که عامل ارتباط مجرم با جامعه بوده و باعث احیای سلطه ازدسترفته قربانی است، توجیه میگردد. رعایت دو اصل در اعمال کیفر در حقوق کیفری جمهوریخواه بسیار نمایان است؛ یکی رعایت سلسله مراتب واکنش کیفری علیه مرتکب و دیگری توجه به میزان تعرض بزهکار به قلمرو حاکمیت شخصی بزهدیده و عدم تجاوز از این معیار در وضع و اجرای کیفر.