تحلیل داستان حضرت مریم (س) در قرآن کریم از دیدگاه روایی سیمپسون
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشآموخته دکتری زبان شناسی، دانشگاه فردوسی
doi
10.48311/QHTS/qhts.2026.84818.0چکیده
«دیدگاه روایی» سیمپسون از شیوههای تحلیل ساختاری داستانهای قرآنی است. این دیدگاه به معنای میزان دخالت راوی، در عمل روایت کردن است و بر اساس سه معیار مکانی، زمانی و روانشناختی آن را مورد ارزیابی قرار میدهد. اهمیت این دیدگاه از آن جهت است که زوایای مختلف روایی، نکتههای پنهان تأویل و تحلیل متن را آشکار ساخته و درک مفاهیم را آسانتر مینماید. یکی از داستانهای قرآنی که در این خصوص میتواند حائز اهمیت باشد، داستان حضرت مریم (س) است. از اینرو، پژوهش حاضر به منظور کشف زوایای پنهان داستان حضرت مریم (س)، با بکارگیری روش توصیفی- تحلیلی، به تحلیل روایتشناختی این داستان قرآنی پرداخته است. از جمله نتایج پژوهش این است که راوی، احاطه کامل بر عناصر زمان، مکان و چینش عناصر متنِ داستان دارد. بازگویی اخبار گذشته که کسی از آنها اطلاع ندارد و بیان رویدادهایی که در زمان آینده اتفاق میافتد، تنها راوی از آنها آگاهی دارد. همچنین این داستان، زندگی یک زنِ نمونه را در قرآن بیان میکند که ویژگیهای بندگی در برابر خداوند، ایمان به غیب، پرهیزکاری، انفاق و بخشش به نیازمندان، راستی و درستی در گفتار و کردار وی آشکار است و از او یک شخصیت مثبت و قهرمان داستان به جهانیان معرفی میکند. در این داستان، حوادث در کانون توجه قرارگرفته و عناصرِ زمان و مکانِ رویداد، از اهمیت بیشتری برخوردار است. این حوادث و آزمونها، مختص اولیاء الهی نیست، بلکه در زمانها و مکانهای مختلف برای تک تک انسانها رُخ خواهد داد و عکسالعمل هر فرد در مقابل آنها ارزیابی خواهد شد و از آنها قهرمان یا ضدِ قهرمان خواهد ساخت.