کاربست الگوی مبتنی بر روانشناسی تاریخی در نفی مضامین موهِم خودشیفتگی در نهج البلاغه (مطالعه موردی جنگها)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشیار گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.48311/QHTS/qhts.2025.84809.0چکیده
خودشیفتگی-خودبینی، یکی از موضوعات مهم روانی مطرحشده در مورد افراد مشهور است. با توجه به وجود برخی کنایهها، زخمزبانها و نسبتها به امام علی (ع)، واکاوی این موضوع طبق نوینترین شیوههای تحلیلی روانشناسی، ضروری به نظر میرسد تا میزان و کیفیت مؤلفههای تشکیلدهنده این ویژگی اخلاقی، در رهبر معنوی- سیاسی مسلمانان تبیین شود. در پژوهشهای گذشته درباره متنِ مرجع نهجالبلاغه که منعکسکننده نسبتاً جامعی برای حالات روحی امام علی (ع) است، بررسی این مسئله به صورت کلامی و با تفسیرهای سنتی صورت گرفته است. اما این مقاله سعی دارد تا با تکیه بر امکانات جدید و با رویکرد روانشناسی تاریخی، مسئله را مورد واکاوی قرار دهد. پژوهش حاضر با روش جدید «بازنماییهای ساختاری متنی» (CCR) و با هدف پیوند آن با مقیاسهای روانسنجی، به بررسی نهجالبلاغه و همگرایی میان آن و پرسشنامه شخصیت خودشیفته (40-NPI) میپردازد. هرچند امام در موارد زیادی فضائل خویش را بازگو کرده است و در سخنان او تعابیر، دالّ بر خودشناسی، معرفی و تحسین خویشتن وجود دارد- که در نظر برخی در نگاه ابتدایی، موهِم خودشیفتگی است-؛ ولی مطابق آمار پژوهش و بررسی زیرمقیاسهای هفتگانه، امام مطابق متن نهجالبلاغه- علاوه بر اندیشه درونمذهبی-، از منظر زبانشناختی نیز مبرّای از شخصیت خودشیفته است. همچنین نتایج حاکی از آن است که در جنگها، جنگ جمل میانگین بیشتری را از کل نهجالبلاغه دارد که به نظر میرسد رابطه مستقیمی با آغازین بودن این جنگ دارد. همچنین آمار زیرمقیاسهای پرسشنامه تا حد قابلتوجهی در گفتمان صلحطلبانه پایین میآید.