آوارگی زبان و تبعید ذهن: تحلیلی تطبیقی در باب واسازی زبان در شعر یدالله رؤیایی و سلیم برکات
نویسندگان
1 دانش آموختة دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 دانشیارگروه ربان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
چکیده
بررسی چگونگی استحاله تجربه تبعید به یک بحران معرفتشناختی در زبان، در آثار دو چهره ساختارشکن شعر مدرن، یدالله رؤیایی (معمار «شعر حجم» فارسی) و سلیم برکات (از نوآوران برجسته شعر عرب) درونمایه اصلی پژوهش حاضر است. پرسش محوری آن است که چگونه آوارگی فیزیکی و ذهنی، این دو شاعر را به پروژهای بنیادین برای واسازی زبان سوق داده است. با بهکارگیری نظریه ساختارشکنی دریدا، بهویژه نقد «کلاممحوری» و منطق «تفاوت-تأخیر»، میتوان دریافت که رؤیایی و برکات، زبان را از رسانهای برای بازنمایی واقعیت به فضایی خودارجاع، آواره و خودبسنده بدل کردهاند. در این ساحت نوین، کلمات از سلطه مدلولهای ثابت رها شده و در شبکهای بیمرکز از دلالتهای معلق و لغزان به بازی درمیآیند. نکته اساسی و مهم در این میان آن است که هر دو شاعر از دو مسیر متضاد به این هدف دست مییابند: رؤیایی با راهبرد مینیمالیستی «شعر حجم» و تهیسازی فضا، و برکات با رویکرد ماکسیمالیستیِ انباشت اساطیر شخصی و واژگان کهن. همگرایی این دو رویکرد به خلق یک «شعر-شیء» میانجامد که دیگر نه «روایتی از تبعید»، بلکه خودِ «تجسم مادی و زبانیِ» آن است؛ زبانی که خود به وطن ویرانشدهای بدل میشود و تنها امکان سکونت در آن، بازسازی مداوم ویرانههایش است.