سازوکارهای معنیآفرینی در زبان عطار از دیدگاه دستور شناختی لانگاکر (مطالعۀ موردی: ساختهای کنایی)
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار گروه زبان شناسی همگانی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.2634/Lire.22.89.9چکیده
این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای شناختی در تولید و درک عبارات کنایی در حکایات عطار و تبیین چگونگی خوانش غیرمتعارف این کنایات در خدمت معنیآفرینی عرفانی انجام شده است. با استفاده از رویکرد تحلیلی-کاربردی و چارچوب نظری دستور شناختی لانگاکر بویژه مفهوم «فضای گفتمان جاری» و اصول «تجزیهپذیری و ترکیبپذیری معنایی»، کنایات در آثار منتخب عطار مورد تحلیل کیفی قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که فرایند معناسازی خلاقانه کنایات در زبان عرفانی عطار را میتوان در قالب یک الگوی مفهومی چهار لایهای توصیف کرد: لایه ورودی، لایه ساختارهای شناختی، لایه پردازش و لایه خروجی و بازخورد. برخلاف رویکرد سنتی بلاغت، عطار با بهرهگیری همزمان از وجوه لازمی و ملزومی کنایه و خروج هدفمند از بافت مورد نظر گوینده به معناسازی خلاقانه میپردازد. این خوانش نوآورانه بر اساس سازوکارهای شناختی گوناگونی چون استعاره و مجاز مفهومی، چرخش نمابرداری و آمیختگی مفهومی صورت میگیرد. کارکردهای این رویکرد در سه سطح قابل بررسی است: نقد گفتمانهای رایج، بیان مفاهیم پیچیده عرفانی به زبانی ساده و ایجاد شگفتی در مخاطب. این پژوهش نشان میدهد که رویکرد شناختی میتواند به فهم عمیقتر ارتباط بین زبان، اندیشه و تجربه عرفانی در متون کلاسیک فارسی کمک کند و افقهای جدیدی را در مطالعات زبانشناختی متون عرفانی بگشاید.