نقد و بررسی رمان «عشق‌کُشی » با رویکرد هستی‌شناسانه بر اساس نظریه مک‌هیل

نویسندگان

1 دانش اموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ازاد اسلامی واحد همدان . مدرس دانشگاه

2 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

doi
10.2634/Lire.22.89.35
چکیده

در این مقاله، رویکرد هستی ­شناسانة پسامدرن بر اساس نظریة مک­ هیل در رمان عشق ­کشی به شیوة توصیفی-تحلیلی بررسی می­ شود. برایان مک­ هیل، پست مدرنیسم را ادامة مدرنیسم می‌داند. به اعتقاد او امر غالب در داستان مدرن، معرفت­ شناسی و در داستان پسا­مدرن، هستی‌شناسی است. این پژوهش نشان می­ دهد، رمان عشق­ کشی بیشتر به آشکار کردن جهانهای ممکن در داستان می­ پردازد و مطابق نظریة مک­ هیل در بُعد هستی­ شناسی، نمود برجسته ­تری دارد. در بررسی این رمان، تعامل جهانهای تو در توی «واقعیت» و «خیال» نشان داده شده و با استفاده از نظریة مک ­هیل، ضمن کاویدن تشخیص ­ناپذیری تخیل از امر واقع، تأثیر­پذیری و پیروی واقعیت از خیال به نمایش گذاشته شده است. بهارلو با خلق داستانهای درونه ­ای و تداخل سطوح روایی، وقتی جهانهای متفاوت را در تقابل با یکدیگر قرار می­ دهد یا هنگامی که با ترفندهای داستانی مرز میان آنها را نقض می­ کند در واقع، ملاحظات هستی­ شناسانه را برمی‌انگیزد. طبق نتایج بر اساس نظریة مک­ هیل، رمان عشق­ کشی به دلیل برجسته بودن در بُعد هستی­ شناسی، مرز مدرنیسم را پشت سر گذاشته و به ساحت پسا­مدرن گام نهاده است.