مقاله ترجمه " تأثیر، غوطهوری، شدت، ادغام، تعامل: محورهای پنجگانه برای آینده حقوق و سیاستگذاری هوش مصنوعی "
نویسندگان
1 دانشپژوه پسادکتری حقوق جزا و جرمشناسی، گروه حقوق، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران.
2 دانشیار، گروه حقوق، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران.
doi
10.48311/clr.2025.116728.82777چکیده
مباحث حقوقی و سیاستگذاری انتزاعی در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر جامعه راکد مانده است. این بدین معنی است که مباحث معاصر در رویکردهای خود به هوش مصنوعی، فرضیات ضمنی را اتخاذ میکنند که ویژگیهای موجودیت، خارجی بودن و انحصاری بودن را پیشفرض میگیرند؛ به عبارت دیگر، مفهوم هوش مصنوعی از منظر حقوقی و سیاستگذاری در سه دسته قابل بررسی است: 1) هوش مصنوعی به عنوان یک «شیء» {موجود}؛ این دیدگاه هوش مصنوعی را در مقام یک شخص با حقوق و مسئولیتهای بالقوه در نظر میگیرد، 2) هوش مصنوعی به مثابه «دیگری» دیده میشود؛ این دیدگاه بر انسان به عنوان تصمیمگیرنده نهایی تأکید میکند و هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری تحتِ کنترل انسان میبیند {هوش مصنوعی به عنوان یک موجود فرعی و متفاوت از انسان دیده میشود}، و 3) هوش مصنوعی به منزله یک مصنوع است و بر ویژگیهای مصنوعی آن متمرکز میشود: این دیدگاه بر ساختار فنی هوش مصنوعی تمرکز میکند و آن را به عنوان یک مصنوع ساخته دست بشر بدون حقوق ذاتی یا ملاحظات اخلاقی در نظر میگیرد. روی هم رفته، این موارد یک مدل الگویی مضیق از هوش مصنوعی را تشکیل میدهند و به طور غیرضروری طیف پاسخهای حقوقی و سیاستگذاری را به چالشها و فرصتهای ارائهشده توسط این فناوری محدود میکنند. به عنوان گامی در جهت تکمیل پاسخهای حقوقی و سیاستگذاری به هوش مصنوعی، با هدف فراهم کردن تابآوری اجتماعی بیشتر و آمادگی برای اختلالات ناشی از فناوری، ما رویکردی یکپارچهتر و موسع در نحوه مدلسازی هوش مصنوعی پیشنهاد میکنیم: تأثیر، جایی که رفتار انسان هدایت و دستکاری میشود؛ غوطهوری، جایی که تمایز بین واقعیتهای فیزیکی و مجازی از بین میرود؛ شدت، جایی که واقعیتها و تجربیات میتوانند شدیدتر، طولانیتر یا به هر نحو دیگری تغییر کنند؛ ادغام، جایی که مرزهای بین هوش مصنوعی و انسان محو میشوند؛ و تعامل، جایی که حلقههای بازخورد، مفاهیم خطی بودن و علیت را تضعیف میکنند. این محورها انواع مختلفی از روابط انسانی با هوش مصنوعی را نشان میدهند و توجه را به پیامدهای حقوقی و سیاستگذاری مشارکت در جهانهای تحت تأثیر هوش مصنوعی جلب میکنند. ما این محورهای مفهومی محوربندی سیاستگذاری را در مثالهایی که شامل آسیب هستند، بررسی خواهیم کرد. این موارد نشان میدهد که چگونه محورهای حقوقی و سیاستگذاری معاصر بیش از حد محدود و وابسته به مسیرهای تسلیبخش قبلی هستند. در این مقاله پیشنهاد میدهیم که لازم است تلاشهای بیشتری در راستای کشف مسئله برای کسب اطمینان از راهکارهای سیاستمحور (سیاستی) و قواعد حقوقیِ قویتر و انعطافپذیرترِ ناظر بر چالشهای منبعث از هوش مصنوعی صورت پذیرد.