کاربست قاعده تفسیری«حجیت جملات مستقل قرآن» برمبنای تقابل یا تعامل سیاق و روایات ذیل آیات فضایل

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.48311/QHTS/qhts.2025.23951
چکیده

مراد از قاعده تفسیری «حجیّت جمله­های مستقل آیات»، اعتبار مضمون جملات منقطع از سیاق پس از انفصال از آیات در فضای خارج از آن‌هاست. سیاق و روایات، به‌ویژه روایات سبب نزول، دو قرینه مهم در تفسیر آیات هستند که گاه مؤید و گاه معارض همدیگرند. بیشترین اصطکاک فکری در تعارض با سیاقِ معتبر با اسباب نزول­های دارای شرایط اعتبار، میان فریقین در مباحث کلامی است؛ خصوصًا ذیل آیات فضایل. اهل­سنت ضمن پذیرش این روایات، بر یکپارچگی آیات تأکید دارند و آن‌ها را در سیاق قبل و بعد تفسیر می­کنند، اما از میان شیعه ، برخی در تقابل سیاق با روایات معتبر، دست از سیاق کشیده و روایات معتبر را ملاک می­دانند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه دست یافته که آن دسته از آیات فضایلی که صریحاً به ولایت و فضایل اهل­بیت (ع) اشاره دارند، مانند آیه ولایت، سیاق و روایات سبب نزولشان با هم در تعارض­اند، و از آنجا که قرینه لفظی (روایات) بر قرینه لبی (سیاق) مقدم است، روایات سبب نزول، مصداق انحصاری این آیات را اهل بیت (ع) می­دانند، پس آن‌ها در خارج از سیاق به عنوان یک فراز مستقل عمل می­کنند. اما دسته­ای دیگر که تلویحاً به فضایل اهل­بیت (ع) اشاره دارند مانند آیه «اهل الذکر»، در سطح تنزیلی، روایات سبب نزول و سیاق با هم در تعامل­اند و قابل تعمیم بر دیگران­اند، اما اگر آن‌ها در سطح تأویلی تفسیر شوند، روایات سبب نزولشان با سیاق در تقابل­اند و مصداق انحصاری آیات، اهل بیت (ع) ­اند، پس این آیات ضمن معناداری در سیاق قبل و بعد (سطح تنزیلی)، در خارج از سیاق آیه (سطح تأویلی) به طور مستقل معنادارند، و یک فراز مستقل به شمار می­ آیند.