شگردهای روایی تأثیرگذار بر آشفتگی پیرنگ در رمانهای پستمدرن: بررسی تطبیقی «مملکه الغرباء» از الیاس خوری و «من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم» از محمدرضا صفدری
نویسندگان
1 دانشگاه زابل
2 دانشگاه زابل
3 دانشگاه زابل
doi
چکیده
پیرنگ داستان از عناصری همچون شروع، گسترش، تعلیق، نقطۀ اوج، گرهگشایی و پایان تشکیل میشود. در داستانهای سنتی تأکید بر توالی منطقی این عناصر است؛ این در حالی است که رمان پستمدرن با نوعی برهمریختگی عناصر پیرنگ و هنجارشکنی بافت هنری روایت همراه است. رمانهای پستمدرن «مملکه الغرباء» از الیاس خوری و «من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم» از محمدرضا صفدری به دلیل دارابودن پیرنگی آشفته و بافتی نامنظم مشابهت زیادی با یکدیگر دارند. بر این اساس پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی شگردهای روایی تأثیرگذار بر آشفتگی پیرنگ این دو رمان را بررسی نماید. نتایج نشان میدهد شیوه پیرنگسازی در دو رمان به گونهای است که ترتیب تقویمی توالی وقایع در آن کنار گذاشته میشود و رخدادها پس و پیش روایت میشوند و بسیار پیش میآید که روایت رخدادهای هر دو داستان بر اساس تداعیهای ذهن آشفته شخصیتهای داستان و با تأکید بر تکگوییهای درونی راوی داستان صورت میپذیرد. همچنین صداهای متکثّر حاکم بر هر دو رمان سبب میشود تسلسل منطقی رخدادهای خردهروایتها برهم بریزد و پیرنگ داستان از آشفتگی بیشتری برخوردار گردد.