تحلیل شاخصهای طنزساز حماسههای مضحک موش و گربه عبید زاکانی و شیخ بهایی با تأکید بر مخاطب نوجوان
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران .
3 دانشیار، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، ایران،
doi
10.2634/Lire.22.87.43چکیده
حماسه مضحک یکی از مهمترین انواع نقیضهپردازی بهشمار میآید که با بهرهگیری توأمان از عناصر متفاوت حماسه و طنز به بیان هدفی واحد در قالب متنی خلاقانه میپردازد. در این گونه ادبی به کمک وارونگی محتوا و شکل حماسه فاخر و تلفیق آن با گفتمان طنز، ناهمسازی میان موضوع و سبک هر اثر در قالبی طنازانه و به کمک عنصر ناسازگاری بهدست میآید؛ موضوعی که برای تأمین نیازهای مخاطب نوجوان با تأکید بر مشخصههای رشد آنان میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد و موجب جذب بیشتر این طبقه خاص به سوی ادبیات در مقایسه با دیگر گزینههای نامطلوب فرهنگی شود. یکی از شناختهشدهترین عناوین حماسههای مضحک، تقابل نمادین میان موش و گربه است که بیشک مشهورترین آنها در آثار فارسی توسط عبید زاکانی و شیخ بهایی به رشته تحریر درآمده است. در تحقیق پیش رو، بررسی تطبیقی این دو اثر با استفاده از تحلیل محتوایی عناصر داستان ارائه شده است. این بررسی با بهرهگیری از شاخصهای شناسایی شده طنزساز حاصل از ناسازگاری گفتمانی و معنایی در طنز صورت پذیرفته است. بر این اساس، تفاوتها و شباهتهای این ادیبان نامدار در پرداختن به یک ژانر با استفاده از روش مجموع وزنی بهعنوان یکی از مهمترین روشهای تصمیمگیری چندمعیاره شناسایی شده است. نتایج نشان میدهد که اثر موش و گربه شیخ بهایی امتیاز بیشتری را از دیدگاه شاخصهای طنز از جمله تحقیر، تشبیه به حیوانات، قلب اشیا، تحامق و تهکم بهدست میآورد کسب مینماید و بنابراین ظرفیت مناسبتری برای خوانش گروه سنی نوجوان داراست.