«خوانش تطبیقی دو نمایشنامه «سیاوش و سودابه» و« از خون سیاوش» با استفاده از نظریه تراروایت ژرار ژنت»

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید بهشتی تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه تهران

doi
چکیده

برگرفتگی از گذشته و بازتاب معاصر آن در متون جدید برای حفظ پیوستگی میان انسان‌هایی که روایت جزئی جدانشدنی از زندگی‌شان است، همواره و در میان تمام ملل مورد توجه بوده است. با بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران و جهان در می‌یابیم که نحوه استفاده و نمود متون کهن در این آثار، غالبا از طریق اقتباس‌های ادبی صورت پذیرفته است. در میان متون ایرانی نیز آنچه توجه را جلب می‌کند، استفاده مکرر از داستان‌های شاهنامه و اقتباس از آنها در نگارش متون جدید است. این پژوهش به صورت موردی به مطالعه دو اقتباس‌ صورت‌ پذیرفته از داستان سیاوش خواهد پرداخت که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند: سیاوش و سودابه که توسط گئورگ دارفی، نویسنده ارمنی‌الاصل، و از خون سیاوش که توسط محمود کیانوش، نویسنده ایرانی، به نگارش در آمده‌اند. این اقتباس‌ها به صورت انفرادی تحلیل و سپس به صورت کلی و به کمک تحلیل تراروایتی-بیش‌متنی ژرار ژنت مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه در انتها توجه‌ها را به سمت خود جلب می‌کند، خوانش امروزی تفاوت‌ها، شباهت‌ها و ظرفیت‌های دو متن فارسی و ارمنی است که با رویکردهایی مختص به خود، دست به اقتباس از متنی واحد و در قالبی واحد زده‌اند که نگاهی دوباره به آنها می‌تواند برای خلق متون جدید نیز راهگشا باشد.