از چهارچوب ترجمه کتاب مقدس تا تحلیل قرآنی: بسطهای واژگانی و نحوی نایدا و تیبر در سه ترجمه فارسی سوره قیامت
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان انگلیسی، دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، مشهد، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.48311/QHTS/qhts.2025.23960چکیده
ترجمه قرآن، به دلیل ساختارها و ویژگیهای زبانی منحصربهفرد، همواره چالشهایی را در حفظ همزمان معنا و فرم ایجاد کرده است. زبان بلاغی، پیچیدگیهای مفهومی و مفاهیم دینی عمیق قرآن، انتقال دقیق پیام و حفظ ویژگیهای ساختاری آن را برای مترجمان دشوار ساخته است. نایدا و تیبر، در چارچوب نظریه خود درباره ترجمه کتاب مقدس، دو نوع بسط را بهعنوان تعدیلهای ترجمه معرفی کردهاند: بسط واژگانی و بسط نحوی. این پژوهش، با استفاده از این چارچوب و روش توصیفی-تحلیلی، این بسطها را در سه ترجمه فارسی سوره قیامت (فولادوند، انصاریان و الهی قمشهای) بررسی نموده است. انتخاب این سوره به دلیل ساختارهای زبانی پیچیده، محتوای معادشناختی عمیق و چالشهای خاص ترجمه آن صورت گرفته است. نتایج جستار حاضر نشان داد که مترجمان قرآن از الگوی بسط معرفیشده بهره بردهاند، اما میزان و نحوه استفاده از آن متفاوت است. در بسطهای واژگانی، بیشتر به معادلسازی توصیفی و ساختاربندی مجدد معنایی روی آوردند و در بسطهای نحوی، که سهم بیشتری در ترجمهها داشتهاند، تفاوتهای قابل توجهی در استفاده از بسط «شناسایی مفعول و فعل با معنای انتزاعی» در ترجمهها مشاهده شد. قمشهای با رویکردی آزاد، بیشترین و فولادوند با رویکردی محتاطانه، کمترین میزان بسط را به کار گرفتهاند و انصاریان رویکردی میانه را نشان داد. استفاده گسترده از بسط «ساختاربندی مجدد معنایی» را میتوان به دانش مترجمان از تفاسیر و منابع اسلامی نسبت داد.