بررسی تطبیقی «بَکَتِ الرَّباب» خاقانی و «قِفا نَبْکِ» امرؤالقیس

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولایت

2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه ولایت

doi
چکیده

خاقانی، این سراینده­ی خودباور از هم­روزگارانش کسی را سزاوار همتازی نمی­بیند و می­گوید: «بل مرا این مراست با قدما». از این روی به هماوردی با شاه شاعران عرب، رأس عمود شعری، جندح بن حجر الکندی نامور به امرؤالقیس برمی­خیزد و «قِفا نَبْکِ» او را قفا می­زند. روشن است که بررسی چنین ادعایی باید در سروده­های تازی خاقانی، این سراینده­ی ذواللسانین انجام گیرد پس نگارندگان در پژوهش پیش­روی برای رسیدن به شناختی تازه از منش دو سراینده، با بهره­گیری از روش ادبیات تطبیقی به سنجش «بَکَتِ الرَّباب» خاقانی و«قِفا نَبْکِ» امرؤالقیس پرداخته و ­کوشیده­اند که نگاه خاقانی را در برخورد با معلقه­ی امرؤالقیس ارزیابی کنند. برای دست­یافتن به خواسته یاد شده، نخست در روساخت به کاوش وزن، قافیه، زبان و واژگان پرداخته و سپس در زیرساخت، گریه بر اطلال و دمن، زمان و جایگاه آن در اندوه سرایندگان، چگونگی پرداختن به مکان و چرایی آن، شیوه­ی شاعری هر یک در خودستایی، صراحت امرؤالقیس و عفت خاقانی در عشق­بازی، نگرش سرایندگان به صبح و شب و سرانجام پیوند خاقانی و امرؤالقیس با پدیده­ها را بررسی کرده و نشان داده­اند که خاقانی فراخور درون­مایه، وزن را دگرگون کرده؛ قافیه را همزه آورده تا چامه را بلندتر بسراید؛ به واژگان امروالقیس، کاربردی دیگر بخشیده؛ تصاویری نو آفریده؛ برخلاف سراینده تازی، در گذشته به سر نبرده و آشکارا از سرآمدی ادبی خویش می­گوید. عشق­ورزی امرؤالقیس بی­پروا ولی عشق خاقانی عفیف بوده؛ سراینده ایرانی توصیف­گر صبح ولی سراینده تازی همدم شب است. البته خاقانی شیوه پرداختن به پدیده­ها را نیز گونه­ای دیگر کرده است.