بررسی مطلع در داستانهای کوتاه ایرانی (با تکیه بر داستانکوتاهنویسان شاخص پیش از انقلاب اسلامی)
نویسندگان
1 گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
2634.21.86.3چکیده
طراحی مطلع برای داستان کوتاه با توجه به حجم این داستان و فرصت اندکی که نویسنده برای پردازش آن و جذب خواننده دارد، دشوار و نیازمند دقت بسیار است. از سویی هم تحلیل و بویژه تعیین حد و مرز مطلع داستان کوتاه در مقایسه با رمان یا داستان بلند، محتاج دقت و ظرافت بیشتر است؛ از این رو، هدف نگارنده این است که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، حد و مرز مطلع 224 داستان کوتاه از هشت نویسندۀ نامی ادب فارسی پیش از انقلاب اسلامی را تعیین کند و در گام بعد به دنبال تعیین سازوکارهای نویسندگان در زمینۀ شروع و پایاندهی به مطلع داستانها و نیز بررسی مهارت آنان در این زمینه است. نتایج نشان میدهد که داستانکوتاهنویسان شاخص ادب فارسی به شروع ترکیبی و سپس صحنهپردازی و شخصیتپردازی نگاه ویژهای کردهاند. شروعهای مستقل از تنۀ داستان (بیربط) و نیمصحنه از جمله سازوکارهاییاست که کمتر مورد کاربرد آنان قرار گرفتهاست. در زمینۀ چگونگی پایاندهی به مطلع نیز بهطور گسترده از شیوۀ شرح و تفصیل ماجرا، جلبشدن توجه شخصیت اصلی به چیزی، ورود شخصیت اصلی/جدید به صحنۀ یا مکان جدید و مکالمه و برخورد شخصیتها با همدیگر، بهره بردهاند؛ در ضمن، اغلب مطلعها و پایانبندیهای آنان با شگردهای صناعتمند و ماهرانهای طراحی شدهاند و دلالتکنندۀ خواننده به دیگر بخشهای داستان است و بدون جلب توجه او به بخش میانی داستان متصل میشود.