مقایسه ادبی و بلاغی ترجمههایی از فولادوند و خرمشاهی بر اساس الگوی تفسیری کشاف در جزءهای 29 و 30
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران،
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
قرآن کریم کتابی آسمانی است که به زبان عربی نازل شده است، بنابراین، ارائۀ ترجمهای شیوا از آن تنها راه دستیابی غیر عربزبانان از محتوای آن میباشد و از آنجایی که ترجمۀ کامل قرآن به دلیل اوج فصاحت و بلاغت آن امکانپذیر نمیباشد، برای دستیابی به ترجمۀ صحیح آن باید به بررسی و تحلیل ترجمههای قرآنی پرداخت تا به نقاط قوت و ضعف آنها پی برد. برای این منظور در این مقال سعی شده تا با تحلیل زبانشناختی ترجمههای معاصر قرآن از فولادوند و خرمشاهی، بررسی روشها و اسلوبهای ترجمههای مذکور، تحلیل و مقایسۀ تطبیقی شیوۀ برگردان آرایههای ادبی و بلاغی و ویژگیها سبکی آنها بر اساس الگوی تفسیری کشاف به بهترین شیوه و اسلوب در بین این ترجمهها دست یافت. بر این اساس ترجمههای مذکور توصیف و تحلیل شده و از منظر معناشناسی و در سطح زبانشناختی بررسی و تشریح شدهاند که با توجه به بررسیهای صورت پذیرفته میتوان گفت مترجمان مذکور در ترجمۀ آرایههای ادبی و بلاغی آیات قرآن سبک خاص و یکنواختی را دنبال نکردهاند و در اکثر موارد با ترجمۀ لفظی و تحتاللفظی آیات نتوانستهاند تصویری روشن از مفهوم آنها را برای خوانندۀ زبان مقصد ترسیم نمایند و تنها در برخی موارد توانستهاند آیات قرآنی را بر اساس الگوی تفسیری کشاف ترجمه کنند.