تقابل یا همسویی تئوری نقض کارآمد قرارداد و تئوری خسارات نفع‌محور در حقوق کامن‌لا با نگاهی به جایگاه هر دو نظریه در حقوق ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق، واحد خرم آباد ، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران

2 استادیار گروه حقوق، واحد خرم آباد ، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران

3 دانشجوی دکترای تخصصی گروه حقوق، واحد خرم آباد ، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران

doi
10.48311/CLR.29.1.5
چکیده

در حقوق نوین قراردادها نسبت به تأثیرات اقتصادی قرادادها توجه ویژه‌ای شده است. یکی از این تأثیرات ظهور «تئوری نقض کارآمد» است که براساس آن، در مواردی که اجرای قرارداد زیان‌آور باشد با ایجاد نوعی حق فسخ برای متعهد، از نقض قرارداد حمایت شده است. اما از طرف دیگر، نسبت به نقض قرارداد رویکردی متفاوت تحت عنوان «خسارات نفع‌محور» طرح شده است که نه ‌تنها از نقض قرارداد حمایت نمی‌کند، بلکه با استرداد منافع حاصله از این طریق درصدد مقابله با آن است. به جهت عدم همخوانی ظاهری، این شائبه در میان برخی اندیشمندان ایجاد شده است که این دو تئوری در تضاد هم قرار دارند، یکی بدنبال حمایت از نقض قرارداد و دیگری درصدد مقابله با آن است. اما این دو نظریه نه تنها در تقابل نیستند، بلکه همسوئی نیز دارند؛ زیرا نقض کارآمد در مورد نقض‌های «اجتناب از زیان» و خسارات نفع‌محور در موارد نقض‌های «منفعت‌جویانه» کاربرد دارد و علاوه بر متفاوت بودن حوزه‌های عملکردی، دارای هدف مشترک نیز هستند و هر دو به دنبال اجرای قرارداد در یک مسیر صحیح اقتصادی بوده تا از این طریق مصالح اقتصادی جامعه تأمین گردد.