تلفیق دانش بومی و دانش رسمی؛ ضرورتی در دستیابی به توسعه ی پایدار کشاورزی

doi
10.30490/aead.2002.132283
چکیده

در نیم قرن اخیر دانش رسمی و نوین فناوری های جدید و کارآمدی را در پهنه کشاورزی پدید آورده است که موجب تحولات اساسی در فرایند تولید و عرصه زندگی بهره برداران کشاورزی و روستاییان شده است در همین حال به کارگیری برخی از فناوری ها معضلاتی را در عرصه های زیست محیطی تولیدی و اجتماعی ایجاد کرده و موجب دغدغه های فکری اندیشمندان و تصمیم سازان توسعه شده است. یکی از گزینه های مورد نظر در پاسخگویی به این دغدغه ها رجوع به دانش تجربی گذشتگان است بهره گیری از "خرد تجربی انباشته و تاریخی" بهره برداران محلی که اصطلاحاً دانش بومی نام گرفته است این امکان را فراهم می سازد که در فرایند تعیین نیاز و طراحی فناوری های متناسب و به کارگیری ،آن مردم محلی و دانش آنها را عملاً در مسیرتوسعه متوازن و پایدار به مشارکت بطلبیم. در این مقاله سعی شده است ویژگی های دانش بومی و دانش رسمی بیان شود و به ریشه های مشترک آن ها که در خرد جمعی و هوش انسان نهفته است اشاره گردد. دو حوزه دانش بومی و دانش رسمی نه تنها هیچ گونه تقابل و تضادی با هم نداشته و در فرایند دستیابی به توسعه پایدار مکمل یکدیگر بوده اند بلکه در عمل نیز باعث خلق و به کارگیری متناسب و منطق فناوری های مورد نیاز شده اند. در این مقاله همچنین تفاوت های روش شناختی و "شناخت شناسی" موجود بین این دو دانش مطرح شده و با مقایسه این ویژگی ها راه و روش هایی به منظور تلفیق این دو دانش ارائه گردیده است. اصلاح باور حاکم در بین قشرهای تحصیلکرده و دانشگاهی نسبت به بومیان و دانش آنها، پیش شرط هر گونه نزدیکی تعامل و تلفیق است ایجاد تحول در نظام آموزش های رسمی به منظور توجه به حوزه دانش تجربی و میدانی که حاصل قرنها آزمون علمی است از ضرورت های اصلی این تلفیق به شمار می رود توجه پژوهشگران به خرد تجربی انباشته و تاریخی بهره برداران با استفاده از روش های مشارکتی کیف و میدانی نیز از دیگر ملزومات این تحول است. همچنین به کارگیری شیوه های دوسویه ترویجی و ایجاد تحول در نظام ارتباطات میان مراکز دولتی، آموزشی و ترویجی و کشاورزان و روستاییان به نحوی که آنها در تعامل با هم قرار گیرند، از ضرورت ها و پیش شرط های تلفیق دانش رسمی نوین و دانش بومی به شمار می آید.

کلیدواژه‌ها