کلیشه‌سازی و سیاست‌های بازنمایی شرق: بررسی انتقادی نمایشنامه کمبوجیه (1569) اثر توماس پرستن و صوفی (1641) اثر جان دنهام

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
چکیده

هدف نوشتار حاضر بررسی انتقادی دو نمایشنامه کمبوجیه (۱۵۶۹) اثر توماس پرستن و صوفی (۱۶۴۱) اثر جان دنهام بر مبنای آرای ادوارد سعید است. با بررسی این دو اثر، که تا به امروز در کشور ما به آن‌ها پرداخته نشده و به‌نوعی ناشناخته‌اند، می‌توان گفتمان غالب سیاسی و فرهنگیِ انگلستان را در دوران رنسانس تحلیل کرد، دورانی که سرآغاز سیاست‌های توسعه‌طلبانه این کشور به شمار می‌آید. پرستن و دنهام نیز مانند اکثر نویسندگان زمان خود، با کلیشه‌سازی از شرق و مردم آن به دیگری‌سازی روی‌ آوردند زیرا دانش‌شان از شرق عینی و بی‌واسطه نبود و صرفاً بازتولید تصویرسازی‌های کلیشه‌ایِ متن‌های پیشین (به‌ویژه سفرنامه‌ها) بوده است؛ آنان با معرفی نادرست شرق به عموم مردم، آگاهانه یا ناآگاهانه با گفتمان سیاسی و فرهنگیِ برتری‌جویانۀ کشور خود همراه شدند. این نوع دیگری‌‌سازی‌ها در فرهنگ و ادبیات ذهن مردم را برای توسعه‌طلبی و استعمارگری آماده می‌ساخت. با بهره‌گیری ازخوانش کنترپوانی (چندنوایی) که ادوارد سعید معرفی کرده است می‌توانیم به رابطه‌ آثار ادبی با دینامیسم قدرت پی ببریم.