مرگ بی مرگی در گذر از آب (بررسی تطبیقی داستان کیخسرو و سارای)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی
doi
چکیده
تعریف و مفهومی که هر انسان از پدیدهها دارد، در عین اختصاصی و فردی بودن آن، به روح مشترک جمعی وصل میشود و نشان و خاطرهای گروهی را در خود بر جای میگذارد. این روح مشترک جمعی و اندیشههای کلی را اندیشمندان و ناقدان علوم انسانی در دسته مفاهیم ضمنی قرار دادهاند. مفاهیم ضمنی که از دیدگاهی همان اسطوره است. چه اسطوره داستانهای به جامانده از یک قوم باشد و چه مفهوم ذهنی، که مصداقهای مختلفی را در بر میگیرد، این جستار به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی تطبیقی و بیان شباهتها و تفاوتهای دو داستان کیخسرو و سارای (ترکی آذری) در ارتباط با کهن الگو و اسطوره مرگ و آب، بر اساس دیدگاه و مکتب آمریکایی میپردازد. اسطوره هر دو داستان در ارتباط با مرگ و آب است. چه مرگی که به بیمرگی و مرگ عارفانه کیخسرو تفسیر شود و چه مرگی که برای نشان دادن پاکی صورت گیرد و از قهرمان مورد نظر (سارای) جسد و کالبدی نماند. هر دو اسطوره و افسانه در گذر از آب زاینده، چنین مرگی را به قهرمانان خود هدیه میدهند.