بررسی تطبیقی روایت ادبی و موسیقی: رویکرد نشانه- معناشناختی (مطالعۀ موردی داستان کوتاه «مارش الغروب» یوسف ادریس)*
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
چکیده
مقالۀ حاضر بر پایۀ مطالعات نقدبنیادِ ادبیات تطبیقی و با رویکرد نشانه- معناشناختیِ گفتمانی به بررسی تطبیقیِ روایت ادبی و موسیقی در داستان کوتاه «مارش الغروب» اثر یوسف ادریس میپردازد. در این داستان علاوه بر عنوانپردازیِ موسیقایی؛ نوعی موسیقیِ فولک مربوطه به حرفه، در ساختار کلی پیرنگ آن جریان روایت را پیشمیبرد. در این گفتمان سه نوع حضورِ کنشی، تنشی و زیباییشناختی شکل میگیرد و هستۀ اصلی جریان معناسازی حضور زیباییشناختی است. سوژه در این مرحله از تمام اهداف و برنامههای خود عبور میکند و بیاختیار آهنگ سنجها را تغییر میدهد و موسیقی به جوهر موسیقی تبدیل میشود. بنابراین مسألهای که مطرح میشود این است که حضور زیباییشناختی مبتنی بر چیست. چگونه گفتگوی بین ادبیات و موسیقی دگردیسی جهان را تضمین میکند و سبب تغییر در رابطۀ بین سوژه و هستی میشود. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی سه نوع حضور را در این داستان بررسی میکند و در ضمن آنها به نقش عنوان، مکان و زمان اشاره میشود. نتیجۀ بررسی نشان میدهد که سوژه با عبور از دو رابطۀ کنشی و تنشی بر اثر نگاه پدیدارشناختی به یک آنِ حضور و لحظۀ زیباییشناختی میرسد و تجلی آن در بداههپردازی و رابطۀ خلسهای و استعلایی او با هستی نمایان میشود. در این مرحله درپی اختلال در رابطه کنشی و تنشی، روایت ادبی دچار گسست در مسیر پیشرفت خود میشود، از اینجاست که ادبیات و موسیقی وارد گفتگو میشوند و برای رفع گسست، روایتِ ادبی جهانِ موسیقی را گسترش میدهد و بازتاب صدای روایت به موسیقی سپرده میشود.