بررسی تطبیقی تئوری «امر آلوده» ژولیا کریستوا در ملکۀ زیبایی لینین اثر مارتین مکدونا و شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی
2 دانشگاه ارومیه
doi
چکیده
بر اساس فرآیند آلودهانگاری، سوژه با ورود به حوزۀ امر نمادین، آنچه را که برای مرزهای سوبژکتیویتهاش ابژهای بیگانه و خطرناک تشخیص دهد «امر آلوده» میپندارد و در صدد طرد آن بر میآید. ژولیا کریستوا متن ادبی را همچون یک دال برتر آلودهانگاری، جایگاهی در نظر میگیرد که نویسنده آلودگیهای روح افراد و هر آنچه سبب این آلودگیها میشود را با بکار گیری کلمات و عبارات و فضاسازی متناسب به نمایش میگذارد تا افراد بتوانند به طهارت برسند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تطابق آلودهانگاری در دو اثر ملکۀ زیبایی لینین و شازده احتجاب از دو کشور متفاوت میپردازد تا ریشۀ آسیبها و پلیدیهای روح «شازده» و «مورین» را از خلال امر نشانهای بررسی نماید. این دو شخصیت در پی برائت خویش و حذف امر آلوده از زندگیشان بر میآیند و به گمان خویش در صدد پیوستن با امر پاک هستند. آنان در این راستا از شیوههای گوناگونی همچون نفی رابطۀ مادر فرزندی، انکار مادر به عنوان امر آلوده، تلاش برای دفاع از حریم سوبژکتیویته، جدال برای حذف امر آلوده و به کارگیری واژگان ناخوشایند استفاده میکنند. اما درنهایت تلاشهایشان بیفایده است و خود به نوعی تبدیل به امر آلوده گشته، دستشان به خون آلوده میشود و در کام نیستی فرو میروند.