رابطه بین میزان سواد دیجیتال معلمان و دیدگاه آنان نسبت به میزان کاربردپذیری شبکه آموزشی دانشآموز (شاد)
نویسندگان
1 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2022.8462.2673چکیده
پیشینه و اهداف: وضعیت جدید ناشی از شیوع ویروس کرونا شرایط بیسابقهای بر سیستم آموزشی کشورها تحمیل کرد؛ در حالی که تا قبل از آن در بیشتر مواقع، معلمان در کلاس خود حاضر میشدند و با استفاده از روشهای کلاسیک و بهطور خاص با روش سخنرانی به امر تدریس میپرداختند؛ ولی در حال حاضر با وضعیتی جدید روبرو شدهاند بهطوری که ادامه تحصیل فقط با استفاده از ابزارهای ارتباطی از راه دور ممکن است و معلمان مجبور هستند به تدریس آنلاین رو بیاورند و سبکهای تدریس خود را متناسب با این فضا تغییر بدهند. لذا در این شرایط و باتوجه به اهمیت استفاده کارآمد معلمان از این فضا و با توجه به اطلاعات نامعتبر فراوان در فضای دیجیتال و لزوم داشتن نگاه نقادانه و ارزیابانه به این فضا، معلمان باید مهارت مورد نیاز متناسب با این شرایط را داشته باشند، که این مهارت را اصطلاحا سواد دیجیتال مینامیم. در ایران وزارت آموزش و پرورش تصمیماتی برای جبران اثرات ناشی از تعطیلی مدارس گرفته است که یکی از این تصمیمات راهاندازی «شبکه آموزشی دانشآموز» با نام اختصاری "شاد" است که از همان ابتدا بحثهای زیادی پیرامون کارایی آن از دیدگاه کاربران مطرح شده است. در این راستا هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین میزان سواد دیجیتال معلمان و دیدگاه آنان نسبت به میزان کاربردپذیری شبکه آموزشی دانشآموز (شاد) است.روشها: روش تحقیق حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی و نیز از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی-همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهر تربت حیدریه در سال تحصیلی 1399-1400 است که تعداد آنها 585 نفر است. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 232 نفر تعیین شد و همچنین از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. بهمنظور جمعآوری دادهها و اطلاعات در رابطه با سواد دیجیتال از پرسشنامه استاندارد سواد دیجیتال اینجی (2012) و در رابطه با کاربردپذیری از مقیاس کاربردپذیری سیستم بانگر و همکاران (2009) استفاده شد. این آزمون شامل 10گویه است. سؤالهای فرد آزمون سؤالهای مستقیم و سؤالهای زوج، سؤالهای غیرمستقیم هستند.یافتهها: پس از تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نتایج بهدست آمده در آمار توصیفی حاکی از آن بود که میانگین سواد دیجیتال و ابعاد آن (فنی، نگرشی، عاطفی-اجتماعی و شناختی) و همچنین کاربردپذیری همگی بالاتر از سطح متوسط بوده است. نتایج آزمون همبستگی نیز که رابطه دو به دو متغیرها را بررسی میکند نشان داد که رابطه سواد دیجیتال و ابعاد آن با کاربردپذیری معنادار است و بیشترین مقدار مربوط به رابطه سواد دیجیتال و کاربردپذیری است که مقدار آن 49/0 میباشد. نتایج آزمون رگرسیون با هدف پیشبینی کاربردپذیری براساس سواد دیجیتال نیز نشان داد که سواد دیجیتال 24% از تغییرات متغیر کاربردپذیری را پیشبینی میکند. همچنین نتایج آزمون رگرسیون با هدف پیشبینی کاربردپذیری براساس ابعاد سواد دیجیتال نیز نشان داد که تأثیر ابعاد فنی و نگرشی بر کاربردپذیری تأیید شده و 26% از تغییرات متغیر کاربردپذیری را پیشبینی میکنند و تأثیر ابعاد شناختی و عاطفی-اجتماعی رد شد.نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از پژوهش حاکی از آن است که بین سواد دیجیتال و ابعاد فنی و نگرشی آن با کاربردپذیری رابطه معناداری وجود دارد و رابطه دو بعد شناختی و عاطفی-اجتماعی با کاربردپذیری رد شد. مزایای استفاده از یادگیری الکترونیکی منجر به ایجاد نگرش مثبت در افراد می شود و از طرفی کسانی که از لحاظ فنی مهارت لازم کار با نرم افزار را دارند آن را کاربردی میدانند. با توجه به نتایج بهدست آمده در این پژوهش اهمیت سواد دیجیتال معلمان مشخص میشود؛ زیرا معلمانی که سواد دیجیتال بالاتری دارند، در تدریس در فضای دیجیتال و استفاده از نرمافزارهای آموزشی مشکل چندانی نخواهند داشت و این امر موجب بهبود عملکرد آنها در این زمینه خواهد بود.