تحلیل توزیع فضائی کاربری مسکونی از طریق بررسی تراکم های شهری و نقش آن در توسعۀ پایدار شهر (مطالعۀ موردی : شهر میاندوآب)
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
2 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.22059/jhgr.2015.51283چکیده
سکونت مهمترین کارکرد شهری است که همواره بیشترین اراضی شهرها را دربرمیگیرد و قلمروهای مهم و متنوعی را در کنار یکدیگر قرار میدهد. نکتة بسیار مهم در مکانگزینی کاربری مسکونی، ضرورتهای ارتباطی و زیستمحیطی است. در پژوهش حاضر با رویکرد قیاسی و توصیفی- تحلیلی، وضع توزیع فضاهای مسکونی شهر میاندوآب ارزیابی شده و انواع تراکم مانند تراکم خالص مسکونی، تراکم خالص شهری یا تراکم کلی مسکونی، تراکم ناخالص شهری و تراکم ساختمانی مسکونی بررسی میشود. سپس ضمن تحلیل و مقایسة وضعیت کاربری مسکونی شهر میاندوآب و تراکمهای شهری با استانداردهای کاربری مسکونی، میزان تراکم و نیاز به زمین با کاربری مسکونی، در مناطق مختلف شهر مشخص میشود. نتایج نشان میدهد میاندوآب، بهدلیل مهاجرپذیری بالا و الحاق روستاهای اطراف به محدودة قانونی شهر، تراکمهای متفاوتی در مناطق مختلف شهر دارد؛ بهطوریکه 3/60 درصد سطح شهر، تراکم خالص مسکونی بین 201 تا 250 نفر دارد که نشانة وجود واحدهای مسکونی بزرگ و دارای محوطة باز بیشتر و نیز وجود زمینهای خالی بین آنهاست. از نظر تراکم خالص شهری، 86/46 درصد کل سطح شهر، تراکم بین 51 تا 100 نفر دارد که جزء تراکمهای بسیار کم برای شهر محسوب میشود. تراکم ناخالص شهری، فقط در بخش کوچکی از شهر (22/3 درصد) زیاد است که بر بافتهای قدیمی آن منطبق است، درحالیکه بیش از نصف مساحت شهر، تراکم ناخالص کمتر از 50 نفر در هکتار دارد. نتایج نشان میدهد بیشترین تراکم ساختمانی این شهر بین 30 تا 50 درصد است که مهمترین علت آن، الحاق روستاها به محدودة شهر و وجود فضاهای باز بیشتر در واحدهای مسکونی آنهاست.