سیاستِ قلم در رمان نون و القلم آلاحمد
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبائی تهران
doi
10.48311/lcq.2026.108617.0چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی مسائل، هویتها و گفتمانهای سیاسی در رمان نون و القلم اثر جلال آلاحمد انجام شده است. پرسش اصلی مقاله آن است که این رمان چه نوع هویتها و گفتمانهایی را برجسته، حاشیهای یا نفی میکند و سازوکارهای زبانی و رواییِ تولید این بازنماییها چیست؟ بدین منظور، از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی با تمرکز بر الگوهای نظری نورمن فرکلاف و جیمز پل جی بهره گرفته شده است. یافتهها نشان میدهد که رمان با برجستهسازی فرایند ظهور و افول جنبشهای چپ در بستر اجتماعی ـ سیاسی عصر نویسنده، تمامی اشکال حکمرانی را بهطور ساختاری با خشونت، بیداد، سرکوب، فساد، استثمار و مناسبات سلطه گره میزند. در این چارچوب، هویتهای منفی و ناکارآمد- اعم از عوامل حکومتی، قلندران یا چپگرایان و روحانیان وابسته به قدرت- در مقایسه با هویتهای مثبت و سازنده، بسامد بالاتری دارند و عمدتاً در مقام بازتولیدکنندگان نظم سلطه معرفی میشوند. همچنین، طبقۀ متوسط جدید و تحصیلکرده و حتی حکیمان و دانشمندان، به سبب ایفای نقش در تداوم ساختار قدرت، مورد نقد شدید قرار گرفتهاند. تحلیل گفتمانی نشان میدهد که نون و القلم با نقد همزمان گفتمان سلطنتطلبِ مدرنیسم و گفتمان چپ مارکسیستی، روایتی معارض با وضع موجود و هر شکل از قدرت مستقر ارائه میکند. گفتمان مرکزی رمان، بر مبنای «بازگشت به خویشتن» و نوعی اصالتگرایی بومی است که با مؤلفههای تشیع، نظیر مقاومت، قیام، شهادت و امام زمان (عج) درهمآمیخته است. قلم در این گفتمان، شأنی قدسی و رسالتی مییابد و کارکرد آن، افشاگری در برابر سازوکارهای ستم و دفاع