نظریههای تفسیر قرارداد در حقوق ایران و امریکا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
2 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
3 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
چکیده
در حقوق ایران دو نظریه در تفسیر قرارداد مطرح است: نظریه «تفسیر بر مبنای قصد مشترک طرفین» در برابر نظریه «تفسیر اجتماعی و آزاد». در حقوق امریکا «متنگرایی» و «بافتگرایی» از مهمترین نظریههای تفسیر قرارداد هستند. نظریههای دیگری در حقوق امریکا مطرحند که عبارتند از: «لفظگرایی»، «عینیتگرایی»، «ذهنیتگرایی»، و «تفسیر بافتیـعینی» که تلفیقی از رویکردهای ذهنیتگرا و عینیتگرا است. پرسش این است که نقاط ضعف و قوت نظریههای تفسیری کدامند و میان نظریههای تفسیر قرارداد در حقوق ایران و حقوق امریکا چه نسبتی میتوان برقرار کرد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی مشخص شده است که در حقوق امریکا، اگرچه نظریههای بافتگرا و ذهنیتگرا مدعیاند به بهترین وجه قصد واقعی اشخاص را بهعنوان هدف اصلی تفسیر کشف و به نحو کامل «اصل آزادی اراده» را تضمین میکنند، به نظر میرسد متنگرایی و عینیتگرایی درعینحال که ارزشهای حقوقی چون ثبات معاملات و اعتماد به قصد مشروع اشخاص را حفظ میکنند، ارزشهای اقتصادی چون کارایی و سود حداکثری در معاملات را نیز تأمین میکنند. بنابراین در تفسیر قرارداد متنگرایی با رویکرد عینی نسبت به بافتگرایی و ذهنیتگرایی وجوه برتری بیشتری دارد. عدم اتکا بر نظریههای تفسیر متن و عدم توجه به معیارهای اقتصادی چون کارایی و سود حداکثری از عمدهترین ضعفهای نظریههای تفسیر قرارداد در حقوق ایران است. تفسیر قرارداد با رویکرد قصد باطنی در ایران با نظریههای ذهنیتگرا و بافتگرا در امریکا قرابت دارد و تفسیر بر اساس قصد ظاهری را میتوان با نظریههای عینیتگرا و متنگرا نزدیک دانست.