شعر نو به‌مثابۀ «رخداد» با تأملی در دیدگاه‏های شعری مراد فرهادپور

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.48311/lcq.2026.115535.1001
چکیده

پژوهش حاضر با شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی به بررسی نظرگاه فرهادپور دربارۀ ماهیت و چیستی شعر نو می‌پردازد. وی تحت تأثیر آلن بدیو، شعر نو را به‌مثابۀ‏ «رخداد»ی در تاریخ معاصر ایران قلمداد می‏کند؛ یعنی، ترجمان عینی و انضمامی جملۀ معروف رمبو در تاریخ ادبیات معاصر ایران: «مطلقاً مدرن بودن»؛ و نیما پدیدآورندۀ چنین رخدادی است. مشخصۀ اصلی «رخداد» غیرقابل پیش‏بینی ‏بودن آن است. اما این امر به معنای از عدم برآمدن آن نیست، بلکه در مواجهه‏ای دیالکتیکی با سنت  است. در معرفت عادی ما از وضعیت موجود (شعر کلاسیک) گسستی پدید می‌‌آید، اما این در صورتی است که هستی و ظهور آن، عمیقاً از طرف «وضعیت» انکار شده‏ است. بر این ‏اساس، نیما و پیروانش (شاملو، فروغ، رؤیایی و ...) سوژه‏های این «رخداد» محسوب می‏شوند که به‏نوعی منطق آن شکاف را دنبال کرده‏اند. به این معنا که سوژه‏های «رخداد»، منطق درونی نفی اولیۀ «رخداد» را به نحو ایجابی ادامه داده‏ و به‌خاطر وفاداری‏شان به آن منطق سوژه شده‏اند و جریان‏های تازه‏ای ساختند. با ‏وجود این، فرهادپور بر این عقیده ا‏ست که بعد از نیما و شاملو شاهد اتفاق تازه‏ای در عرصۀ شعر معاصر نیستیم و غالب مجموعه‏های شعری به من شخصی و در جست‌وجوی حقیقت اگزیستانسیال درونی تقلیل پیدا کرده و پژواک آن شکاف و گسست‏های اولیه در «رخدادی» به نام شعر نو کمتر به گوش می‏رسد. وی در تبارشناسی بحران شعر، ریشۀ چنین فقدان و بحرانی را در عرصۀ سیاست و ادبیات جست‌وجو می‏کند: هم فاصله‏ گرفتن انقلاب 1357 از سیاست رهایی‏بخشی خود و هم عدم آشنایی شاعران و منتقدان ما با تجربۀ تاریخی شعر مدرن و علاوه بر آن جنبۀ تزیینی و تئاتری پیدا کردن نقد ادبی.