بدنِ «داش آکل»: یک خوانش سیاسی
نویسندگان
1 استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
doi
10.48311/lcq.2026.108620.0چکیده
داش آکل، قهرمان ماندگار داستان کوتاه صادق هدایت، نهفقط یک شخصیت ادبی، که عرصهای برای نبرد ایدئولوژیک بر سر هویت، قهرمانی و حافظۀ سیاسی در ایران معاصر است. این مقاله با بهرهگیری از رویکردهای نظریِ مطالعات بدن، قدرت انضباطی و زیستسیاستِ میشل فوکو به تحلیل تطبیقی دو روایت متضاد از داش آکل میپردازد: روایت غالب و مسلطِ هدایت و روایتهای شفاهی در میان مردم شیراز، جایی که داش آکلِ تاریخی در آن میزیسته است. فرض اصلی مقاله این است که دگردیسی داش آکل از یک یاغیِ ناقصعضو در روایات عامه به قهرمانی بینقص در روایت هدایت، تصرفی ایدئولوژیک بود که در بستر گفتمانیِ مدرنیته و ملتسازیِ دوران پهلویِ اول معنادار میشود. این فرایند مستلزم سیاسیزداییِ نظاممند از بدن قهرمان، از زخمها و تمایلات جنسیِ غیرهنجاری تا مرگ سیاسی او بود تا به نمادی «محترم» و سازگار با آرمانهای هویت ملیِ نوظهور بدل شود. این مقاله نشان میدهد که چگونه بدن داش آکل همچون بایگانیِ زندۀ تاریخ و متنی فرهنگی عمل میکند که قدرتهای اجتماعی، هنجارهای ملیگرایانه و امیال سرکوبشدۀ جنسی بر آن حک شدهاند و درک کامل این شخصیت، مستلزم توجه به هر دو روایتِ غالب و جایگزین است.