واکاوی ماهیت سوژه در قصّههای عامیانۀ کوتاه ایرانی از دیدگاه نشانه- معناشناسی گفتمانی(بررسی ماهیت سوژه در 41 قصّۀ عامیانۀ کوتاه ایرانیِ انجوی شیرازی)
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه رازی
3 دانشگاه رازی
doi
2634.19.78.5چکیده
در این پژوهش با روش تحلیلی –کاربردی، کوشش شده است بر مبنای رویکرد نشانه-معناشناسی گفتمانیِ مکتب پاریس، جایگاه ماهیتی سوژه در 41 قصّه از مجموعۀ قصّههای ایرانی سیدابوالقاسم اِنجوی شیرازی در ارتباط با مؤلفههای معنایی گوناگون در روایت مورد تحلیل قرار گیرد تا روشن شود که سوژه در روایت این قصّهها چه تعریفی دارد و نیز روشن شود که سوژه به عنوان مؤلفهای ماهیتبخش به دیگر مؤلفههای معنایی در قصّهها خود دارای چه ماهیتی است. با توجه به این مطالب در پژوهش این فرضیه مطرح است که سوژه در این قصّهها از دیدگاه نشانه-معناشناسی گفتمانی، میتواند تعریفی متفاوت با شخصیت داشته باشد که مؤلفههایی چون کمبود، کنش و تحول معنایی این تفاوت را رقم میزند. از سوی دیگر همانگونه که سوژه با حضور خود به روایت و مؤلفههای معنایی در آن موجودیت و ماهیت میبخشد خود نیز در جریان این ماهیتبخشی در ارتباطی متقابل با دیگر مؤلفههای معنایی در روایت در عین یگانگی نمودی (یکی بودن) ماهیتهای چندگانهای را به دست میآورد. یافتههای این پژوهش بیان میکند که در 41 قصّۀ بررسی شده در این مقاله در مجموع 171 شخصیت وجود دارد که بین آنها 121 شخصیت به سبب داشتن فرایندی کنشی برای تحول معنایی و برطرف کردن کمبود، دارای ویژگیهای سوژه از دیدگاه نشانه-معناشناسی گفتمانی هستند که این سوژهها در مجموع میتوانند 15 گونۀ ماهیت قابل تحلیل را به دست آورند که همین امر سوژه را در این قصّهها، مؤلفهای معنایی با ماهیت «سیّال» یا «درگذر» تعریف میکند.