مسئلۀ توسعه‌یافتگی زبان علمی با بررسی زبان نقد ادبی در پژوهش‌های دانشگاهی ایران

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.48311/lcq.2026.108580.0
چکیده

این موضوع ‌که رشد و توسعۀ جوامع به توسعۀ زبان می‌انجامد مسئلۀ روشنی است، اما موضوعی که کمتر بدان توجه می‌شود تأثیرات توسعۀ زبانی بر وسیع و دقیق‌تر شدن تفکر است. ازجمله حوزه‌هایی که این تأثیر و تأثر در آن بیشترین نمود را دارد زبان علمی است. زبان علمی علاوه بر صراحت و دوری از ارزش‌گذاری، زبانی مولد است و توسعه‌نیافتگی زبان در رشته‌های علمی می‌تواند اندیشیدن را در آن حوزه‌ها با دشواری مواجه کند، زیرا تفکر به ابزار مناسب نیاز دارد. بدین‌ترتیب رشته‌های دانشگاهی در دنیا تلاش می‌کنند با دخالت آگاهانه در مسیر زبان، به توسعۀ زبان علمی اهتمام ورزند که پویایی میدان مفهومی و میدان زبانی و درنتیجه وسعت تفکر را در آن رشته‌ها ممکن می‌سازد. این پژوهش با بررسی ویژگی‌های زبان علمی، به چالش‌های فقدان میدان مفهومی منسجم در زبان نقد ادبی ایران می‌پردازد. بر این اساس نقد ادبی آکادمیک در غیاب شکل‌گیری گفتمانی که به نیازسنجی موضوعات پژوهشی بپردازد؛ یا از زبانی ترجمه‌ای بهره می‌برد که مولد نیست و چشم‌انداز تازه‌ای بر روی درک ادبیات ایران نمی‌گشاید یا به زبانی مبهم و ستایش‌آمیز ـ نزدیک به زبان تذکره‌ها ـ گرایش دارد که اندیشیدن و تولید علم را در این رشته با چالش مواجه کرده است.