تحلیل گفتمان پدیدارشناختی «دازاین» در طراحی تنپوش عرفانی با الهام از غزلیات مولانا
نویسندگان
1 استادیار گروه هنرهای صناعی، دانشکده میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
2 کارشناسی ارشد طراحی پارچه و لباس موسسه آموزش عالی کمال الملک نوشهر
3 دانشیارزبان و ادبیات انگلیسی، گروه مترجمی زبان انگلیسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.48311/lcq.2026.108551.0چکیده
لباس عرفانی تنها یک ابژۀ تعینی بر تن سوژه نیست. تنپوش عرفانی یک تنزیسته است که در کنش سماع، سوژه را با دازاین مواجه میکند و این رخدادگی معنا، دلالتهای عرفانی از امر وجودی را پدیدار میسازد. در تحلیل گفتمان این نظام نشانهای متأثر از آرای پدیدارشناختی در جهان بودگی و دازاین هیدگر، نظریۀ تن مرلوپونتی و خوانش نشانه معناشناختی گفتمانی؛ از وجه ساختاری ابژۀ لباس عبور میکند، ازاینرو تنپوش عرفانی بهمثابۀ یک نشانۀ پدیداری در تطبیق با تن و موقعیت ادراکی، آگاهی سوژه را استعلا میدهد. این رخدادگی یا شوش که بهخاطر چرخش سماع توسط سوژه شکل گرفته، موجب انفصال سوژه از تعامل با وجه ساختاری لباس میشود؛ حال سوژه در وضعیت اتصال گفتمانی و امتزاج با تنپوش عرفانی قرار گرفته و فضای امتزاجی از درهمتنیدگی تن سوژه با ابژۀ تنپوش عرفانی در اجرای صحنهای، حالت خلسهای برای سوژه شکل میگیرد. این فضای معنوی پدیدارشده تجلی وجودی از مضامین عرفانی است. در این پژوهش خوانش پدیدارشناختی به نظام ارتباطی ساختاری، رخدادی و امتزاجی میان تن سوژه و تنپوش عرفانی پرداخته است. هایدگر دازاین را به معنای بودن در جهان و هویت وجودی مطرح میکند. مسئلۀ پژوهش به واکاوی گفتمان دازاین در لباس پرداخته و چگونگی رخدادگی سوژۀ ادراکی در امتزاج با تنپوش عرفانی را مطالعه میکند. نتایج این پژوهش بیان میکند بازتولید اندیشۀ عرفانی مولانا در ماهیت تنپوش و سماع موجب رخدادگی معرفتی سوژه شده، از این رو در گفتمان امتزاج ادراک وجود اصیل او گشوده به عالم هستی و از ذات حقیقت برخوردار میشود.