بررسی واژگانی ترجمه‌های حداد عادل، معزی و انصاریان در آیاتی از جزء 29 و 30 قرآن‌کریم با تکیه بر نظریه سطح معنایی- لغوی گارسس

نویسندگان

1 دانشگاه قم

2 دانشگاه پیام نور

3 دانشگاه علوم ومعارف قرآن کریم

4 دانشگاه علوم ومعارف قرآن کریم

doi
چکیده

یکی از شاخه­های نقد ترجمه، ارزیابی ترجمه به منظور تشخیص سطح کیفی آن است؛ از جمله الگوهای ارائه شده در این نوع ارزیابی و نقد، الگوی نقد ترجمه گارسس است که به سبب دارا بودن مؤلفه­های تعیین میزان قابلیت وکیفیت متون ترجمه و میزان مطابقت آن­ها با متن مبدأ، می­تواند الگویی مناسب برای نقد ترجمه­های قرآن کریم نیز باشد. پژوهش حاضر در نظر دارد تا انتخاب­های واژگانی ترجمه حداد عادل، معزی و انصاریان را از آیات جزء 29 و30 قرآن کریم، طبق مدل پیشنهادی گارسس در سطح معنایی- لغوی، مورد نقد و ارزیابی قرار دهد و به این سؤال پاسخ گوید که میزان تطابق ترجمه­های حداد عادل، معزی و انصاریان با روش گارسس در سطح معنایی-لغوی تا چه حد بوده است؟ مهمترین یافته­های این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی با هدف ارزیابی میزان برابری متن مبدأ با مقصد صورت گرفته، بیانگر این است که واژگان ترجمه­های مذکور از نظر مؤلفه­های گارسس، قابل نقد و ارزیابی است به گونه­ای که ترجمه­های هر یک از مترجمان یا توضیحی (توضیح تفسیری و واژگانی) است و یا موارد بی­شماری از همانندی و معادل­سازی و قبض و بسط نحوی و انتقال ابهام را در خود دارند. بررسی میزان مطابقت ترجمه­­ها با سطح معنایی- لغوی الگوی گارسس نشان می­دهد که ترجمه انصاریان در همه این سطح به جز قبض نحوی بیشترین مطابقت را با سطح معنایی لغوی دارد و در درجه دوم ترجمه حداد عادل به میزان متوسط از این سطح کاربست را دارا بوده به گونه­ای که همه این سطح در ترجمه وی مشاهده می­شود و در نهایت، ترجمه معزی به دلیل تحت­اللفظی بودن به جز قبض نحوی که بالاترین مطابقت را داراست، در موارد دیگر کمترین کاربست را از الگوی گارسس داشته است.