تحلیل روایتشناسانۀ مواجهۀ غیبی در حکایتهای تذکرةالاولیا از منظر جهانهای ممکن
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
doi
10.48311/lcq.2026.108615.0چکیده
مقالۀ حاضر به تحلیل روایتشناسانۀ مواجهههای غیبی در حکایتهای تذکرهالاولیا از منظر نظریۀ جهانهای ممکن میپردازد. با استفاده از چارچوب نظری مکهیل و رایان، نشان داده میشود که روایتهای عرفانی با خلق جهانهای ممکن، مرزهای واقعیت و خیال را درمینوردد. انواع مختلف جهانهای ممکن در تذکرهالاولیا ازجمله جهانهای متکثر، حلقوی و ذهنی ناشی از رؤیاها، فرضیهها، پیشبینیها، فانتزیها، آرزوها، اهداف و باورها هستند. این جهانها چگونگی بازنمایی مواجهههای غیبی و تأثیر آن بر سلوک عرفانی را نشان میدهد. مواجهههای غیبی از طریق تکنیکهایی مانند تلفیق واقعیت و فراواقعیت، ساختارهای حلقوی تکرارشونده و ذهنیتگرایی، جهانهای ممکن سیال را بازنمایی میکند. جهانهای ممکن ذهنی در تذکرهالاولیا نه صرفاً ابزارهایی روایی، بلکه بنیانی معرفتی برای درک تجربۀ عرفانیاند. در این روایتها، مواجهه با امر غیبی از طریق زبان و تصویر به جهانی ممکن تبدیل میشود. جهانی که در آن، سلوک عرفانی با ساختارهای چرخشی، نمادین و چندسطحی روایت میشود. تکرار هدفمند الگوها در این ساختار نیز امکانهای نامحدودی برای تکامل معنوی فراهم میآورد. این ساختار روایی، سیر و سلوک عرفانی را به شکلی چندلایه بازنمایی میکند. روایتها از مسیر خطی فاصله میگیرند و به خواننده امکان میدهند تا از زوایای گوناگون با حقیقت روبهرو شود.