بررسی کهنالگوی سفر قهرمان در فیلم «یک تکه نان» با رویکرد جوزف کمبل
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.48311/lcq.2025.108583.0چکیده
نقد کهنالگویی نگرشی نوین به ساحت ادبیات و هنر است که به دنبال درک بنمایهها و دادههای مبنایی در ناخودآگاه تاریخی بشر و متعاقباً ذهن هنرمند بهصورت امری فعال بوده و در روابطی میان دانشهای روانشناسی، انسانشناسی و هنر، با محوریت نظریات یونگ شکل گرفته است. در ادامۀ این تئوری، جوزف کمبل (۱۹۰۴-۱۹۸۷م)، محقق اسطورهشناس آمریکایی، بر این باور بود که ناخودآگاه جمعی بشری، به خلق الگوی خاص و متحد در داستانهای ملل منتج خواهد شد که این امر فراتر از اختلافات فرهنگی و تاریخی و ... است. او یکی از این الگوها را کهنالگوی سفر قهرمان نامید که قهرمان در مسیر تکامل خود، پس از عبور از سه مرحلۀ دعوت، تشرف و بازگشت، سیر حرکت متعالی یا هبوطی خود را کامل خواهد کرد. از سوی دیگر، فیلم «یک تکه نان» روایت سلوک قهرمانی است که در سفر خود به مقصدی متعالی، پس از طی مراحلی به مقام کمال و فنا میرسد. لذا این پژوهش با روشی توصیفی ـ تحلیلی این روایت را با رویکرد سفر قهرمان بازخوانی کرده و به این نتایج دست یافته است که قهرمان بهخاطر ساختار عرفانی و محوریت مقوله فنا در این حوزۀ معرفتی، سفر فیزیکال خود را ناتمام رها کرده و در مرحلۀ بازگشت متوقف میشود. از سویی، مؤلف این روایت، سفر عرفانی چهارگانه را ناکام نگذاشته و قهرمان را در وجه فیزیکال در مرحلۀ تشرف به کمال رسانده و در بعد سیر الی العباد، نوعی دگردیسی و پیکرگردانی در قهرمان داستان از قیس به عزیزخانم شکل خواهد داد. درحقیقت عزیزخانم، نمود وجه معنوی قهرمان است که سفر قهرمان در مرحلۀ بازگشت را کامل خواهد کرد.