نقش آموزش برخط در پرورش خودفرمانی فردی دانشجویان با تأکید بر سازه‌گرایی اجتماعی

نویسندگان

1 گروه علوم‌تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه، ایران

2 گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم‌تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2022.8465.2675
چکیده

پیشینه و اهداف: آموزش برخط در بستر مجازی و از طریق اینترنت انجام می­شود و هدف آن فراهم آوردن فرصت­هایی برای آموختن است و خودفرمانی فردی دانشجویان در فرایند یاددهی- یادگیری یکی از عوامل تحقق این هدف است. لذا یکی از رسالت ­های دانشگاه ­ها، پرورش دانشجویان دارای منش خودفرمانی بوده تا هماهنگ با ارزش­هایی که پذیرفته ­اند زندگی کنند و اگر در پرورش چنین دانشجویانی موفق عمل نکنند؛ در دو حوزه‌ آموزش و پژوهش نیز موفقیت چندانی به دست نخواهند آورد. از سوی دیگر، فناوری آموزش برخط ابزاری خنثی نبوده و می­تواند به ازای تضعیف برخی از جنبه­های تجربه دانشجویان، ابعاد دیگری را رشد و توسعه دهد، گسترش آموزش برخط در دانشگاه ­ها می­تواند فرصت­ها و تنگناهای آموزشی و تربیتی نوظهوری را برای دانشجویان به وجود آورد که نیازمند بررسی فلسفی است. بین صاحب­نظران در مورد نقش آموزش برخط در پرورش خودفرمانی فردی توافق نظر وجود ندارد. برخی معتقدند که پرورش خودفرمانی فردی در محیط آموزش برخط مغفول مانده و اصولاً آموزش برخط را برای شبیه‌سازی فعالیت‌های تربیتی مناسب نمی‌بینند. در مقابل موافقان بر این باورند که از طریق تجهیزات، امکانات و قابلیت‌های فراوان آموزش برخط رشد خودفرمانی فردی دانشجویان امکان‌پذیر است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش آموزش برخط در پرورش خودفرمانی فردی با تأکید بر سازه­ گرایی اجتماعی است.روش‌ها‌: پژوهش حاضر فلسفی و از نوع تحلیل مفهومی و زبانی و تحلیل منطقی فرارونده است. در گام نخست جهت پاسخ به سؤال پژوهش، روش ما تحلیل مفهومی و زبانی است که دربردارنده‌ تحلیل، تفسیر و وضوح بخشی مفهوم آموزش برخط از یک طرف و تحلیل مفاهیم خودفرمانی فردی و سازه گرایی اجتماعی از طرف دیگر است. در گام دوم، با بهره­گیری از روش تحلیل منطقی فرارونده، شرط منطقی استفاده از یک مفهوم را بررسی می­ کنیم. در گام سوم، از روش استنتاجی به‌صورت قیاس نظری جهت استنتاج شواهد سازنده و غیرسازنده آموزش برخط در پرورش خودفرمانی فردی استفاده می‌شود. جامعه منابع پژوهش شامل کلیه اسناد، مدارک و منابع مرتبط با آموزش برخط، خودفرمانی فردی و سازه­گرایی اجتماعی و نمونه منابع شامل اسناد، مدارک و منابع فارسی و لاتین، چاپی و الکترونیکی معتبر و مرتبط با موضوع و مفاهیم پژوهش بود. با توجه به ماهیت پژوهش، ابزار و روش گردآوری داده­ ها شامل برگه ­های فیش و بهره­گیری از روش فیش­ برداری از منابع مذکور و روش تجزیه و تحلیل داده­ های گردآوری شده، کیفی و مبتنی بر تحلیل فلسفی و منطقی بود.یافته‌ها: براساس سازه­ گرایی اجتماعی آموزش برخط از یکسو با توسعه یادگیری مادام ­العمر، تغییر فرایند یاددهی- یادگیری، رشد ابعاد خودفرمانی فردی، انعطاف­پذیری در فراگیری و امکان گمنامی و پنهان کردن هویت دانشجویان زمینه‌ پرورش خودفرمانی فردی را فراهم نموده است. از سوی دیگر، به علت اعتماد افراطی به داوری اخلاقی دانشجو، ترویج دانشجومحوری، شیوع انتخاب التقاطی به جای انتخاب آگاهانه و آزادانه، پیروی دانشجویان از رغبت­های شخصی و رشد افراطی خودمحوری نقشی غیرسازنده در پرورش خودفرمانی فردی داشته است.نتیجه‌گیری: بر بنیاد سازه­گرایی اجتماعی و عاملیت همزمان فناوری و انسان، آموزش برخط از طریق تغییر ماهیت، علایق و قصد‌های دانشجویان می­تواند نقشی سازنده یا غیرسازنده در پرورش خودفرمانی فردی آن‌ها داشته باشد. اما آموزش برخط تحت التزام قرائت خاصی نیست و می‌تواند از سوی بازیگران گوناگون و به روش‌های متفاوت قرائت شود. بدین ترتیب امکان مداخله، اصلاح و جهت‌دهی به فرایند توسعه‌  آموزش برخط در پرورش خودفرمانی فردی از سوی بازیگرانش فراهم شده است. در نتیجه می­توان نقش غیرسازنده آموزش برخط در پرورش خودفرمانی فردی را با بهره­گیری بیشتر از فناوری‌های چندرسانه‌ای و تعاملی‌تر کردن محیط یادگیری برخط کاهش و تبدیل به فرصت کرد.