بررسی اشعار ژاله قائممقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی براساس منطق گفتوگویی باختین
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
4 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
doi
10.48311/lcq.2025.27547چکیده
نظریۀ چندصدایی باختین چارچوبی نظری برای تحلیل متون ادبی و گفتمان ارائه میدهد که میتواند به ما در درک بهتر شعر زنان قاجار تا انقلاب اسلامی کمک کند. این نظریه در مقابل نظریههای مونولوگیک قرار دارد که تنها یک صدا را بهعنوان صدای غالب درنظر میگیرند. باختین معتقد است که متون ادبی متشکل از صداهای مختلف و گاه متضاد هستند که با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند. این صداها میتوانند شامل صدای نویسنده، راوی، شخصیتها و حتی خواننده باشند. در همین راستا این مقاله به بررسی و تحلیل شعر سه شاعر برجستۀ زن ایرانی، ژاله قائممقامی، فروغ فرخزاد، و سیمین بهبهانی، از منظر نظریۀ چندصدایی و گفتوگویی باختین میپردازد. این مقاله نشان میدهد که شعر زنان ایرانی، با وجود تقاوتهای فردی، دارای ویژگیهای مشترکی است که آنها را در یک جریان ادبی متحد میکند و این ویژگیها نشاندهندۀ تأثیرپذیری از آثار پیشین، تمایل به ایجاد دیالوگ با مخاطبان آینده و تمرکز بر مسائل اجتماعی و انسانی است. این تحقیق با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، به تفسیر و تحلیل آثار پرداخته و به درک جدیدی از جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر ایران دست یافته است. درمجموع، بررسی تطبیقی اشعار ژاله قائممقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی نشان میدهد که هر یک از این شاعران با بهرهگیری از شیوههای زبانی و ساختاری خاص، فضایی چندصدا را در اشعار خود ایجاد کردهاند. این فضای چندصدا، حاصل تعامل صداهای مختلفی است که در شعر آنها حضور دارند و به شعر آنها عمق و پیچیدگی میبخشد.