ارزیابی عوامل مؤثر بر ناکارایی فنی صنایع کارخانه‌ای ایران (رهیافت تابع مرزی تصادفی و روش حداکثر درست‌نمایی)

نویسندگان

1 استادیار دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه باهنر کرمان

doi
چکیده

 هدف محوری این مقاله سنجش ضریب ناکارایی فنی در 23 صنعت فعال در کد دو رقمی ISIC طی سال‌های 1374 تا 1388 و شناسایی عوامل مؤثر بر ضریب ناکارایی فنی در این صنایع است. در این مقاله، ناکارایی تکنیکی برمبنای رویکرد باتیس و کولی و با استفاده از تابع تولید ترانسلوگ در صنایع کارخانه‌ای ایران محاسبه شده است. یافته‌های این مقاله مؤید آن است که 1- روند کارایی در صنایع کارخانه‌ای ایران روند رو به رشدی بوده و در تمام صنایع کارخانه‌ای طی سال‌های 1374 تا 1388 ضریب کارایی فنی افزایش یافته است. در صنایع کد دو رقمی ISIC، بیشترین ضریب ناکارایی فنی مربوط به صنایع «تولید پوشاک و عمل آوردن و رنگ کردن پوست خزدار»، «انتشار و چاپ و تکثیر رسانه‌های ضبط شده» و «ساخت منسوجات» و «بازیافت» و بیشترین کارایی فنی مربوط به صنعت «ساخت مواد و محصولات شیمیایی» بوده است. با توجه به محاسبات تحقیق، متوسط ضریب ناکارایی فنی در صنایع مورد مطالعه برابر 47/0 است. براساس یافته‌های تحقیق می‌توان نتیجه گرفت که هرچه ضریب تمرکز در صنایع افزایش یابد، میزان ناکارایی افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، صنایعی که از ساختار متمرکزتری برخوردار بوده‌اند و میزان انحصار مؤثر در آنها بالاتر بوده، میزان ناکارایی بالاتری داشته‌اند. براساس مدل تحقیق در صنایعی که ضریب نیروی کار متخصص بالاتر بوده است و بنگاه‌ها از صرفه‌های مقیاس بهره‌مند بوده‌اند، میزان ناکارایی کاهش یافته است. همچنین یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، هزینه تحقیق و توسعه تأثیر چندانی بر کاهش ناکارایی در بخش صنعت کشور نداشته و از نظر آماری بی‌معنا بوده است.