بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازهگویان سدههای یازدهم و دوازدهم هجری
نویسندگان
1 ریاست جمهوری
2 دانشگاه خوارزمی
3 دانشگاه خوارزمی
doi
10.48311/lcq.2025.27551چکیده
زمین ازجمله واژههایی است که در سدههای یازدهم و دوازدهم هجری بهصورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازهگویان، فراوان بهکار رفته و کاربرد خاص و ویژهای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارشهای بسیاری از آنها در تذکرهها ثبت شده است، تازهگویان به شیوة تتبع و پیروی و برای طبعآزمایی موزونان، زمین شعری طرح میکردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا میآفریدند. از آنجا که تاکنون دربارة اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاههای شاعران و منتقدان دورۀ صفوی، ماهیت، قالبها، دستاوردها و زیانهای آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانهای و به شیوة توصیفی ـ تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار میدهد. آنگونه که از نتیجة طرز تازه دریافت میشود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که بهجای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) میآید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رسالۀ جلالیۀ محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخبالتواریخ بداؤنی آمده وسپس بهطور موازی در دیوانها و تذکرههای این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل بهکار رفته، اما نکتۀ قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالبهای مثنوی و قصیده نیز دیده میشود. با آنکه بستن و آفرینش معنیهای پیچیده و مضمونهای رنگین و باریک و مصراعهای برجسته راهی بوده که از مسیر زمینهای تازه و طرح آن میگذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گلهای معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیانهایی در بر داشته، ازجمله زمینهای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزلهای کمارز، همسان و مشابه و مضمونهای مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.