نقدی بر کاربست نقد بوم‌گرا در داستان‌ کوتاه فارسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

4 استاد دانشگاه خوارزمی

doi
10.48311/lcq.17.67.185
چکیده

نقد بوم‏گرا که از اواخر قرن بیستم و در مغرب‎زمین ظهور یافته، غالباً به دغدغه‏های زیست‏محیطی نویسندگان می‏پردازد و میزان و کیفیت توجه آنان به چنین مسائلی را در آثارشان واکاوی می‎کند. منتقدان و محققان ایرانی نیز با درک بحران‎های زیست‎محیطی و با هدف ارائۀ خوانشی نوین و کارآمد از آثار داستانی معاصر به مطالعه در داستان‏های کوتاه فارسی پرداخته‏اند که حاصل کارشان در مواردی با توفیق نسبی و در برخی موارد با کاستی‏هایی همراه بوده‏ است. در این مقاله به شیوۀ نقدِ نقد و با هدف آسیب‎شناسی کاربست این رویکرد در ادبیات داستانی معاصر، هفت عنوان مقاله‎ای را که در دهۀ پایانی قرن چهاردهم شمسی، به مطالعۀ بوم‏گرایانه در داستان کوتاه فارسی پرداخته‎اند، از حیث ساختار، روش و محتوا مورد ارزیابی قرار داده‎ایم تا دریابیم که این نقدها تا چه میزان با هدف و ماهیّت نقد بوم‏گرا سازگاری دارند؛ منتقدان داستان‎ها تا چه حد توفیق داشته و توانسته‎اند خوانش یا یافتۀ تازه‎ای از این آثار ارائه دهند و درنهایت اینکه اساسی‎ترین اشکالات نقدهایی از این دست کدام‏اند؟ اهمّ یافته‎های پژوهش حاضر که با اتکا به روش توصیفی ـ تحلیلی و به شیوۀ انتقادی انجام شده عبارت‎اند از: بی‏توجهی به ماهیت اصلی نظریه، فقدان برداشت صحیح از نقد بوم‏گرا، عدم مراجعه به منابع اصیل، محدود بودن مقالات بر مطالعات موردی و خردنگر، فقدان نگرش عمیق به مسئلۀ محیط زیست در میان نویسندگان و منتقدان، بی‏توجهی به بینارشته‏ای بودن این شیوه از نقد و بالاخره، نادیده گرفتن ابعاد کاربردی آن.