بازخوانی انگارۀ معاصر نزد تذکره‌نویسان فارسی

نویسندگان

1 فرددوسی مشهد

doi
2634.18.72.2
چکیده

در این مقاله «معاصر» به‎مثابه یک «مفهوم» نزد نخستین مورخان ادبیات فارسی یعنی تذکره‌نویسان بررسی شده است. سعی شده این مفهوم دقیقا به همان طریقی که شناسا (یعنی تذکره­نویسان فارسی) آن را تجربه کرده و شناخته است، توصیف شود. ابتدا بحثی مقدماتی دربارۀ ریشه­های لغوی «معاصر»، و سپس معانی امروز‌ی‌ آن و برداشتها از معاصر آورده می‌شود. این بررسیها نشان می­دهد که برداشت از معاصر تا چه اندازه به اوضاع فرهنگی و اجتماعی وابسته است. پس از طرح این مقدمات از معانی «معاصر» نزد تذکره‌نویسان سخن گفته می­شود. برداشتهای همزمانی، تازه و جدیدبودن، همتایی و هم­سطحی سه برداشتی است که تذکره­نویسان از معاصر داشته­اند. نشان داده شده است که برای تذکره‌نویسان این برداشتها سیال، و دلایل سیالیت آنها بررسی شده است. سیالیت این برداشتها باعث شده است تذکره‌نویسان از معیارهای محدودکننده‌ای مانند هم­مشربی، هم­طرزی و معاشرت بهره ببرند. این استفاده از آن رو بوده است تا آنان در نگارش از معاصران با حدود و ثغور دقیقتری کارشان را به انجام رسانند و ناخواسته و خواسته از سیالیت مفهوم معاصر بکاهند.