عناصر فرهنگی در ترجمه: رویکردهای مترجم

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

3 کارشناس ارشد مترجمی زبان فرانسه، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
چکیده

در حال حاضر، صاحب‌نظران حوزۀ مطالعات ترجمه بر این موضوع اتفاق‌نظر دارند که ترجمه یکی از شاخص‌ترین الگوهای برخورد میان دو فرهنگ است و نمی‌توان آن را به فرایند زبانی صرف محدود کرد. در زمینۀ ترجمه‌شناسی، نظریه‌پردازانی چون برمن[1]، ونوتی[2]، شلایر ماخر[3]، ریکور[4]... بر بازنمایی دیگری و بیگانه‌سازی تأکید ‌می‌‌کنند و آن را راهبرد برتر می‌دانند، آن­ها مترجم را از هرگونه «مقدس‌شماری زبان مادری» برحذر می‌دارند و معتقدند که او ‌باید فرهنگ دیگری را بدون هرگونه دخل و تصرف به خوانندگان زبان مقصد معرفی ‌کند. اما در واقعیت امر همیشه چنین نیست و گاهی مترجم به­جای آشنا ‌کردن خوانندۀ مقصد با فرهنگ بیگانه، جای­گزینی معنایی را به‌کار‌ می‌بندد؛ گاهی حتی به حذف و عوض کردن مطالب روی ‌می‌آورد. آیا می‌توان بدون درنظر گرفتن موقعیت، بیگانه‌سازی را راهبرد برتر دانست؟ اولویت راهبردها به چه عواملی بستگی دارد؟ آیا عدم انتخاب چنین راهبرد به­اصطلاح برتر صرفاً ریشه در دیدگاه مترجمان به فرایند ترجمه دارد؟ چه عواملی بر انتخاب‌های مترجم تأثیر می‌گذارند و موجب تمایز ترجمه‌های گوناگون یک اثر می‌شوند؟ این انتخاب‌ها چه تأثیراتی می‌توانند بر خوانندۀ زبان مقصد داشته‌ باشند؟ مقالۀ حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب‌های مترجم در برگردان عناصر فرهنگی می­پردازد، سپس تأثیر این انتخاب­ها را بر خوانندگان زبان مقصد مورد بررسی قرار می­دهد. [1]Berman [2] Venuti [3] Schleiermacher [4] Ricœur