خوانش تطبیقی حضور راوی نامعتبر در رمان های سن عقل از ژان پل سارتر و ناقوس از آیریس مرداک

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران-شمال

2 دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

تحقیق حاضر، با تمرکز بر روایت ­شناسی، به بررسی تطبیقی رمان­های سن ­عقل از ژان پل سارتر و ناقوس از آیریس مرداک می­ پردازد. تمرکز اصلی این تحقیق بر روی راوی نامعتبر است، مفهومی محبوب در دنیای کنونی که بشریت در آن از سوء­تفاهم ­ها رنج برده و طعم ناکامی زبان در انجام رسالت خود در گردآوری انسانها در کنار یکدیگر را چشیده­ است. در روایت ­شناسی، بی­ اعتباری بعنوان یک ویژگی گفتمان روایی در نظر گرفته شده ­است. وین بوث تئوری مفهوم «راوی نامعتبر» را پایه­ ریزی کرده و چارچوب نظری مطالعۀ حاضر متشکل از مفاهیم نویسندۀ واقعی، نویسندۀ ضمنی و راوی نامعتبر وی به منظور انجام تحلیلی تطبیقی از رمان­ های منتخب است. در گذشته، مطالعات انجام شده بر روی راوی نامعتبر بر راویان هومودایجتیک متمرکز بوده ­اند. در اینجا، تکنیک­ های روایی دیگری مانند زاویۀ دید روایت در بررسی هدف حضور راویان نامعتبر در رمان ­های منتخب در نظر گرفته شده­ اند. به­ عبارت­ دیگر، زاویۀ دید و حضور چند صدایی در روایت نامعتبر از اهمیت زیادی برخوردار هستند. این تکنیک­ های روایی و راویان نامعتبر در زمینۀ سیاسی و فرهنگی آثار مورد بررسی قرار می گیرند تا به واکاوی نقش آنها در ایجاد این نوع از راویان و ذهنیت و عینیت روایت­ هایشان پرداخته شود. بر­ این­ مبنا، تحقیق از تاریخ ­گرایی­ نوین، به خصوص نظریۀ استفان گرین ­بلت، بعنوان رویکردی دیگر برای مطالعۀ حضور و کارکرد راویان نامعتبر استفاده می­ کند تا حضور راویان نامعتبر را در این آثار آشکار سازد.