تحلیل فرانقش بینافردی در نص و نقش آن در ترجمه قرآن

نویسندگان

1 استاد گروه زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی/ معاون دانشجویی دانشگاه علامه

2 استاد حق التدریس گروه زبان انگلیسی دانشگاه آزاد نیشابور و پیام نور فیروزه

doi
چکیده

در مطالعات ترجمه، معنا در مرکزیت فعالیت ترجمه قرار دارد. از آنجا که زبان­شناسی نقش­گرای نظام­مند،زبان را منبع بالقوه­ای از معنا (منبع معناسازی) قلمداد می­کند، اینگونه استدلال می­شود که این دستور، ابزار سودمندی برای ترجمه فراهم می­کند. در مدل نقش­گرای نظام­مند هر متنی سه نوع معنا یا فرانقش را کدگذاری می­کند. به لحاظ سنتی، مترجمان و ارزیابان ترجمه اغلب روی یک بعد از معنا یعنی معنای انگاره­ای، بویژه معنای تجربی تمرکز کرده­اند.این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در چهارچوب دستور نقش‌گرای نظام­مند، به بررسی شیوه تبادل معنا بر اساس معنای بینافردی در گفتگوی بین خداوند متعال و ابلیس در چهار سوره (أعراف، حجر، إسراء، ص) و نقش آن در ترجمه قرآن می­پردازد.نتایج نشان می­دهد، مترجم قرآن با در نظر گرفتن مؤلفه­های تشکیل­دهنده بند در مقام تبادل، و آگاهی از تحلیل فرانقش بینافردی متن، مدل مناسب و ملموسی برای بررسی شیوه تبادل معنا در اختیار خواهد داشت و به خوبی قادر خواهد بود کیفیت ترجمه­ خود را با توجه به سازوکار به‌کار رفته در تحلیل ارزیابی کند. لیکن با توجه به ویژگی­های خاص زبان قرآن، وحدت شبکه­ای آیات، وجود وجوه و لایه­های معنایی متعدد متن و در نتیجه نهایت­ناپذیری قرآن این رویکرد به‌طور کلی نمی­تواند به طور بایسته در حوزه تفسیر قرآن راهگشا باشد.