چرایی سرایش مخزنالاسرار و اسکندرنامۀ نظامی بر پایه گفتمان کُنِشی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی
doi
چکیده
نشانههایی که گفتمان یک روایت را به سوی ایجاد کنشی اصلی در هستۀ مرکزی هدایت میکنند و به بازتولید معناهایی هوشمند و برنامهمدار میپردازند، نمایانگر الگوی گفتمان کنشی گرمسی در پهنای روایت هستند. مقدمۀ آثار کلاسیک پارسی بیانگر احساس نویسنده در هنگام پیدایش اثر است. این جستار دلایل گفتهپرداز را برای آفرینش روایت با کاوشی گفتمانی در جریان خلق روایت و دریافت نشانههای کلامی در مقدمۀ منظومههای مخزنالاسرار و اسکندرنامۀ نظامی گنجوی بررسی و چگونگی کنش گفتمانی را در مقدمۀ این مثنویها تبیین کرده است تا چرایی سرایش منظومهها را براساس گفتمان کنشی گرمسی با تکیه بر بررسی نشانههایی که در مقدمه به احوال نظامی در هنگام خلق آثار اشاره دارند، با رویکردی توصیفی- تحلیلی تبیین کند. این پژوهش تطور حالتهای نظامی را بر پایه نظریه گفتمان کنشی گِرمَس بررسی کرده و الگوی گفتمانهای کنشی- ارزشی و کنشی- تجویزی را در هسته مرکزی مقدمه آثار حکمی و اخلاقی این شاعر داستانپرداز با استخراج نشانههای گفتمانی ترسیم و تحلیل کرده است.